167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • منم داناي بيچون و چرايم
    که در جانها تمامت رهنمايم
  • تو اي عطار ديدار لقائي
    حقيقت در عيان يار خدائي
  • تو اوئي واصل اسرار گردت
    در اينجاگه بکل ديدار کردت
  • تو يکتاي تمامت سالکاني
    حقيقت در حقيقت جان جاني
  • تو يکتائي و در وصل تجلي
    رسيدستي بکل اصل تجلي
  • در عين اليقين بگشوده تو
    يقين گنج عيان بنموده تو
  • دلت گنجينه جانست اينجا
    در او خورشيد تابانست اينجا
  • دلت گنجينه معبود پاکست
    که آن گنجينه در ديدار خاکست
  • تو ميداني که خود بشناختستي
    باخر خويش در وي باختستي
  • حقيقت پيش بينان جهانرا
    در اينجا گه تو کردستي عيانرا
  • پديدارست در تو جمله ارواح
    حقيقت انبيا و عين اشباح
  • پديدارست در تو جمله مردان
    حقيقت انبيا و اوليا زان
  • ترا اينجاست ابراهيم خلت
    در اين آتش رسيده سوي قربت
  • ترا اينجاست اسميعيل در جان
    که خواهد کردش ابراهيم قربان
  • چو خورشيدند ايشان جمله در کل
    حقيقت بودشان برداشته ذل
  • چو خورشيدند ايشان سوي افلاک
    حقيقت در همه ذرات افلاک
  • دل آگاه ميبايد در اينراز
    که دريابد وصال اينجايگه باز
  • دل آگاه ميبايد که محبوب
    شود در عاقبت مانند ايوب
  • همه وصلست اشيا را يکايک
    همه در وصل گردانند بيشک
  • همه در وصل اندر جستجويند
    نميدانند و کل ديدار اويند
  • همه در وصل بيچونند حيران
    تو داري زانکه بيرونند حيران
  • حقيقت وصل کل در اندرونست
    نداند هيچکس کين سر چگونست
  • زهي اسرار کاينجا روي بنمود
    در عطار اينجا گاه بگشود
  • فرو ماندست عقل مانده حيران
    در اين اسرارهاي جان جانان
  • ز عشقي واصلي پيداست امروز
    وليکن در درون شيداست امروز