167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • حقيقت در اينمعني که سفتم
    ز قرآنش نمايد آنچه گفتم
  • حقيقت آينه دانم جمالش
    همي يابم در او عکس خيالش
  • که ايشانند هر ساعت بسوزي
    نبود جوهري ديدند در تو
  • ز گبري اينزمان زناربگسست
    مسلمان شد يکي کن در نمودش
  • بجز تو هيچ در عالم نبينند
    کنون چون همدم عطارگشتيد
  • يکي باشند در پاکيزه ذاتي
    مسلمان بايدش کردن بگفتار
  • شما را در يکي ديدار کردم
    حقيقت صاحب اسرار کردم
  • شما را در يکي سر معاني
    بگفتم جمله اسرار نهاني
  • يکي بينيد در تقواي جانان
    حقيقت بيشکي معناي جانان
  • تو اي عطار دمزن در خدائي
    که آمد اينزمانت روشنايي
  • حقيقت در يکي شان راه دادي
    اشارتشان بنزد شاه دادي
  • حقيقت راهشان بنموده باشي
    در ايشان همي بگشوده باشي
  • فراق اينجايگه خواهند ديدن
    در آخر تيغ کل خواهد چشيدن
  • وصالست اندر آندم تا بداني
    بخود اينجايگه در شک بماني
  • حقيقت وصلتان آندم فنايست
    در آن عين فنا بيشک بقايست
  • حقيقت وصلتان در ذات باشد
    شما را بيشکي آيات باشد
  • تو معشوقي و کس کامي نديده
    در اينجاگه سرانجامي نديده
  • تو معشوقي و عاشق رهنمائي
    درون خانه و در گشائي
  • حقيقت کرده اينجا پايداري
    در آنمنزل فرو ماند بزاري
  • چو موسي يافتم سر نهاني
    همه مکشوف کردم در معاني
  • چو موسي يافتم اسرار عشاق
    بديدم در عيان ديدار عشاق
  • مرا نور حقيقت در درونست
    بسوي کائناتم رهنمونست
  • کنون در نور يارم ديد کرده
    برافکنده حجاب هفت پرده
  • يکي وصلست انجا رخ نموده
    نمي يابند کلي در گشوده
  • وصالت دمبدم اينجا فراقست
    از آن پيوسته ات در اشتياقست