167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • طلب ميکردمت در عين توفيق
    نميديدم ترا درديد تحقيق
  • همه عشاق را اينجا بکشتي
    تمامت خاکشان در خون سرشتي
  • همه عشاق حيرانند و مدهوش
    زبانشان مانده در گفتار خاموش
  • گرفتاري در اينجا کرد بسيار
    کنون چون آمدي ايجان پديدار
  • همه مائيم ليکن در نهاني
    ولي بايد که اينمعني بداني
  • که گستاخي نميگنجد در اينجا
    ببايد بنده تا باشد بيکتا
  • تمامت انبياي کار ديده
    در اينجا غصه بسيار ديده
  • مرنجانم که جانم رهبرتست
    تنم افتاده اينک بر در تست
  • بمگذارش چنين حيران فتاده
    چنين در عين رسوائي فتاده
  • يقين در ديده بيني روي جانان
    حقيقت سيرميزن کوي جانان
  • يکي بيني و خاموشي گزيني
    در آندم بيشکي صاحب يقيني
  • يقينت واصلي بينم در اينجا
    ترا دانم حقيقت لا والا
  • بنور شرع يابي تو صفاتش
    رسي يکبارگي در عين ذاتش
  • نماند هيچ اشيا در ظهورت
    يکي بنمايد اينجا جمله نورت
  • طبيعت زان نمود آمد پديدار
    حقيقت هم در اينجا ناپديدار
  • اگر چه خانه ديوارست صورت
    ندارد راه بيدل در ضرورت
  • بجزحق نيست آخر در شريعت
    طريقت ديگر است اندر حقيقت
  • وصالش خواستم تا در نمودار
    عيان بخشيدم اينجا بيشکي يار
  • همه در خاک پنهانند جمله
    حقيقت سر جانانند جمله
  • وصال عاشقان در خاک باشد
    حقيقت زهر را ترياک باشد
  • تو خورشيدي و در عين کمالي
    فتاده اينزمان سوي وبالي
  • همه سالک ترا تو در سلوکي
    حقيقت بيشکي شمس الدلوکي
  • چنين شوري در اينعالم فکندي
    درون صورت آدم فکندي
  • چو من جوياي دلداري هميشه
    دمي ناسوده در کاري هميشه
  • طلبکار تو چون ذرات بوداست
    يکي نورست دائم در وجودت