167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • ببيني لامکان اندر مکان گم
    مکان لامکان در لامکان گم
  • دم خود يافتم سر نهاني
    در او اسرار عشق لامکاني
  • يکي ديدست و در يکي خدايست
    ميان جملگي عين لقايست
  • يکي ديدست اينجا در جدائي
    چگونه او کند اينجا خدائي
  • از آن نامحرمي کاينجا نديدي
    در اين معني زماني نارسيدي
  • زمين وآسمان در تو پنهانست
    ولي اينجا دلت درمانده حيرانست
  • ز جمله فارغي در جملگي درج
    دريغا گربداني خويشتن ارج
  • در اينجا ديروبت بيشک نسنجد
    دل صاحب يقين اينجا نسنجد
  • حضورت در يکي اينجا نمايد
    نمود صورتت اينجانمايد
  • حضورت آنگهي باشد در اينراز
    که بيني اولت اينجايگه باز
  • در آخر چون نظر دارد خدايست
    درون جملگي او رهنمايست
  • در آخر راز دار شاه گردد
    درون جانها الله گردد
  • چو داري کعبه عشاق تحقيق
    توئي در آفرينش طاق تحقيق
  • اگر بيچون شوي در چه نماني
    حقيقت اين معاني بازداني
  • بيابي در معني وصالش
    ببخشد ناگهت اندر کمالش
  • چو پنهانست ايندم در نهانت
    کجا پيدا شود راز نهانت
  • نميداني که داري جوهر دوست
    بناداني بماندستي در اين پوست
  • اگر در يابي اينراز نهاني
    تواينمعني حقيقت باز داني
  • برون جستند و در پرواز رفتند
    بسوي آشيانه باز رفتند
  • نداند بيخبر سر خدائي
    که ماندست او هميشه در جدائي
  • اگر يابي خبر اينجا حقيقت
    قدم بسپار اينجا در شريعت
  • خدا گردي و بودت در نهاني
    زند دائم اناالحق جاوداني
  • فدا گردي و باشي ناپديدار
    ولي در جملگي آئي پديدار
  • حقيقت واصلم در جوهر ذات
    که اينجا ميشناسم جمله ذرات
  • چو جانت بهتر آمد در نمودار
    حقيقت گشت صورت ناپديدار