167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

لسان الغيب عطار

  • زبده افلاک و انجم آمدي
    زآنسبب در عين مردم آمدي
  • اهل دنيا در شريعت نيستند
    لاجرم اندر حقيقت نيستند
  • سالها در درد بردستم بسر
    تا طبيبم يکدمي آيد بسر
  • اوليا در درد رفتندي همه
    غصه اينجا بر کشيدندي همه
  • يکشبي در مکه بودم معتکف
    آمد آوازي بگوشم کي خرف
  • ترک کن حرص جهان بيوفا
    تا نيندازد بمرگت در بلا
  • تشنه لب در پيش دجله مرده
    تير نامعلومي او خورده
  • اهل تقليدند کوران جهان
    سرچو مستانشان در اينجا گه گران
  • اهل تقليدند چون خر بنده
    مانده در سوي خبثها گنده
  • همچو مرغ خانگي در خانه
    يا چو گوئي اندرين ويرانه
  • خضر را ديدم بحق مصطفي
    در طريق فقر همچون مرتضي
  • مرفه انبيا در زير جاهش
    مشرف اوليا از خاک راهش
  • وگرنه هيچکس را در پذيرد
    وجود ذره عالم بگيرد
  • به نفيش اهل کفر اندر جحيمند
    باثباتش محبان در نعيمند
  • هر آنکس کو نگهدارد امانت
    بجاي آوردن حق در ديانت
  • ازو گر نور نبود در دماغت
    زناداني خلل گيرد چراغت
  • فرو هرگز نيايد از عمارت
    نگنجد شرح وصفش در عبارت
  • نباشد کار درويشان بترتيب
    کند هرگونه در گفت ترکيب
  • چو گشتي مستعد اين سعادت
    مکن تقصير در عين عبادت
  • در آن چاه طبيعت ار بماني
    شود يکباره تلخت زندگاني
  • يکايک را مرتب در نوشتن
    بهمت از همه اندر گذشتن
  • شفيعت خصم گردد در قيامت
    ندارد سود آنگاهي ندامت
  • بود انکار ايشان عين خذلان
    مبادا هيچکس در شين خذلان
  • خلافي نيست اي جان در مناجات
    ميان رهروان اندر مقامات
  • نماندش قوتي در آخر کار
    ببايد بست بر فتراک ناچار