167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

لسان الغيب عطار

  • اينجهان جاي تفرج آمده
    کس ازو بهره در اينجا نستده
  • در جفايش سعي بيحد کرده
    نقد دنيايش بغارت داده
  • سالها در حيرتم از بينشت
    رحم مي آيد مرا بردانشت
  • مفلس دنيا غني آخرت
    در نگر امروز حال آخرت
  • پيروي کورانباشد حب شاه
    باشد او در روز محشر روسياه
  • خاطر دانا زخود آزرده
    در درون اين سياهي مرده
  • ردکنش عطار چون شيطان دراست
    طوق در گردن مراورازان نشست
  • خلق گمراهند و گمراهي بداست
    جاي گمراهان يقين در آتشست
  • از بدان عطار خوش بگريخته
    در زمين دوست بذري ريخته
  • صد هزاران کاسه در وي ريخته
    خاکشان با يکدگر آميخته
  • خلق را آگاهي درگاه نيست
    در بهشت جاودانشان راه نيست
  • سوي همراهان خودرو ايجعل
    زانکه هستي بهر سرگين در جدل
  • اوسر ببريده دارد در بغل
    با چنان سربازيي دارد دغل
  • اين لسانم سر مردان خداست
    در طريقت پيشوا و مقتداست
  • تو چرا چشم عنايت بسته
    در ره معني زبانت بسته
  • در فنا سرباز تا جانت دهند
    منزل موسي عمرانت دهند
  • در لسان الغيب گفتار حقم
    ثاني منصور بردار حقم
  • واي برآنان که جانشان دربلاست
    روز اولشان در ايندنيا فناست
  • ديدم و تحقيق کردم حالتش
    زآنکه بودم در درون آتشش
  • ما برفتيم و لسان بگذاشتيم
    در زمين غيب تخمي کاشتيم
  • از لسان يابي ثواب آخرت
    همرهي نيکو بود در آخرت
  • در تهيدستي ندارد آن بري
    آنفرومانده بمانده ابتري
  • اهل ترکند کفر را بگداخته
    گوي حيرت در ميان انداخته
  • اهل ترکند در حقيقت پيشوا
    سر ايشانرا خدا داند خدا
  • مرد عاقل در درون خلوتست
    برسرش باران فيض رحمت است