167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

مصيبت نامه عطار

  • کاملي گفتست در راه خداي
    هست بي حد رنجهاي دلرباي
  • چون برآيد آندمت از جان پاک
    سرنگونسارت در اندازد بخاک
  • در ميان آتشم انداختي
    روزگاري با بلا درساختي
  • زير بار عرش در جان باختن
    کيمياي عشق نتوان ساختن
  • تشنه مي ميرند در دريا همه
    گوئيا دارند استسقا همه
  • رفت سوي آسيائي بوسعيد
    آسيا را ديد در گشتن مزيد
  • لاجرم پيوسته در کار آمدم
    کاررا همواره هموار آمدم
  • مانده در قيد رسوائي مقيم
    هيچ کس نفروشدت ناني بسيم
  • صد هزاران عنصر روحانيند
    در طواف تو بسر گردانيند
  • آنچه زالي در سحرگاهي کند
    مي ندانم رستمي ماهي کند
  • در عبادت آمدي تا صبحگاه
    خيره ميکردي درو بلبل نگاه
  • پيشم آرد باز دلشادش کنم
    خلعتش در پوشم آزادش کنم
  • کار از پيشان اگر بگشايدت
    هر دمي صدگونه در بگشايدت
  • کهکشان پردانه زرين تراست
    در جهان تخم طلب چندين تراست
  • پاي تا سر در مکنون آمدست
    نوربخش هفت گردون آمدست
  • در رهي ميرفت هارون الرشيد
    بود تابستان و آبي ناپديد
  • عدل کن در ملک چون فرزانگان
    تا نگردي سخره ديوانگان
  • هست در بيت اللهم همخانگي
    باز رستم زان همه بيگانگي
  • آينه در روي مردم داشتي
    چون شدي مردم بسي بگذاشتي
  • کهکشان پردانه زرين تراست
    در جهان تخم طلب چندين تراست
  • پاي تا سر در مکنون آمدست
    نوربخش هفت گردون آمدست
  • در رهي ميرفت هارون الرشيد
    بود تابستان و آبي ناپديد
  • عدل کن در ملک چون فرزانگان
    تا نگردي سخره ديوانگان
  • هست در بيت اللهم همخانگي
    باز رستم زان همه بيگانگي
  • آينه در روي مردم داشتي
    چون شدي مردم بسي بگذاشتي