167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

خسرو نامه عطار

  • بره در منظري پرکار ميديد
    يکي ايوان فلک کردار ميديد
  • برون آمد از آن در باغباني
    گلي ترديد پيش گلستاني
  • اگر معده نبودي غم نبودي
    خصومت در همه عالم نبودي
  • صلاي عمر من در داد ايام
    بجاي مرگ بنشينم سرانجام
  • يکي شه بود در شهر سپاهان
    که بودندي غلامش پادشاهان
  • چو موري پرفگنده پاي کنده
    نگونساري بطاسي در فگنده
  • گهي در زنگبار مويش افتاد
    گهي دربند روم رويش افتاد
  • شب آبستن آنکه در زماني
    بزاده لعبت زرين جهاني
  • زباني داشت در حاضر جوابي
    بتيزي چون لب تيغ سدابي
  • در ايوان قبله جمشيد ميجست
    چراغي خواست وان خورشيد ميجست
  • وگرنه بازماندم در هلاکي
    چو ماهي بودمي بر روي خاکي
  • شبي چون زنگي اندر قيرمانده
    عروس روز در شبگير مانده
  • بدان ميآريم در انتقامت
    که گويم شيرپستانم حرامت
  • فکندي چينه سالوس در دام
    چه ميخواهي ازين سرگشته ايام
  • ستاره ديده در شکرستانش
    زمين بوسيده ماه آسمانش
  • نهاده بند بر پاي ستاره
    در افتاده مؤذن از مناره
  • شباهنگ فلک در گور مانده
    چراغ اسمان شب کور مانده
  • شده اسکندر شب در سياهي
    نهان چون خضر مرغ صبحگاهي
  • سيه پوشيده هاروت سپيده
    فتاده ماه در چاه زبيده
  • کليد صبح در دريا فتاده
    جهانرا کوه بر بالا فتاده
  • مرا در دستگيري ياريي کن
    بپيغامي ازو دلداريي کن
  • دو شورانگيز او مخمور مانده
    سياهي در ميان نور مانده
  • بخوردي لاجرم، شادي برويت
    بگيرد استخواني در گلويت
  • چو در ميدان رسوايي فتادي
    درين ميدان بزن گويي بشادي
  • ربابي در بر و تنها نشسته
    بتنهايي ز نااهلان برسته