167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هيلاج نامه عطار

  • از اين پنهاني منصور بنگر
    درون جملگي در نور بنگر
  • خبرداران ماها را بيابند
    بکل در سوي ما اينجا شتابند
  • خبرداران ما يابند رازم
    که در بود شما کل سرفرازم
  • جنيدا روز امروزاست پيروز
    مرا در آتش عشقت بکل سوز
  • اگرچه من در اينجا پاکبازي
    حقيقت پاکباز بي نيازي
  • که من بود شمايم در حقيقت
    که بنمودستم اينراز شريعت
  • تو اينجاگه اگرچه سوي مائي
    ستاده اينزمان در کوي مائي
  • اگرچه رهنمون و آشنائي
    ز عشق خويش در عين بلايي
  • نمودي کردم از اعيان ذاتم
    يکي جوهر نمودم در صفاتم
  • همه خورشيد بيني در درونش
    حقيقت عقل کلي رهنمونش
  • نشاني آمده در بي نشاني
    عياني آمده اندر نهاني
  • مه و خورشيد کردم آشکاره
    در اينجاگاه از بهر نظاره
  • مکينم دايما عين مکانست
    در اين مسکن مرا راز نهانست
  • همه ديوانگانم در سلاسل
    شده اندر جنون مقصود حاصل
  • حقيقت جمله گفتارش نمود است
    تمامت آفرينش در سجود است
  • همه ذرات عالم در سجودند
    همه حيران و سرگردان بودند
  • که پيوستت در اينجاگه شکسته
    شود از يکدگر بندت گسسته
  • جنيد پاکدين در صبغه الله
    دم کلي زدي عين هوالله
  • عزيز است اينزمان در آفرينش
    وزو روشن شده اسرار بينش
  • صدف را گرچه گوهردار باشد
    کجا همچون در شهوار باشد
  • حقيقت اينچنين است اي يگانه
    مرا زهره نباشد در زمانه
  • تو ايشيخ اينزمان خاموش ماني
    زماني در مکان بيهوش ماني
  • مرا باريست صورت در ميانه
    که دايم مينمايم جاودانه
  • همه نيکست اما در شريعت
    بدي ميدان گرفتار طبيعت
  • مرا بس اندرينجا گاه ديوان
    که کردستم عجايب در غريوان