167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

هيلاج نامه عطار

  • خدايم چند گويم من خدايم
    حقيقت بيزوال و در بقايم
  • توانم امشب اينجاگاه جانت
    کنم محو و بمانم در نهانت
  • صبورم در همه آفاق گفته
    ميان سالکانم طاق گفته
  • صبورم بيزمان در کايناتم
    بصورت ز آنکه معني جمله ذاتم
  • در اينمعني که ميگويم بسنجي
    ازين نقد گهر بايد نرنجي
  • وصول واصلاني راز گوئي
    وطن در مسکن شيراز جوئي
  • هماندم ميزند در پاکبازي
    که دارد قرب ذات بي نيازي
  • سراپايش همه ذرات گشته
    هميشه در ميان آيات گشته
  • نخواهد ماند صورت پايدارش
    نباشد وصل اينجا در کنارش
  • نمودند سروران اينجا نمودند
    بيکره بود جانش در ربودند
  • که دارد ذات کل ورنه نگفتي
    در اسرار اينجاگه نسفتي
  • حقيقت در رسيده سوي منزل
    بود مقصود خود پيوسته حاصل
  • رسيده در وصال ما بمعني
    بسيرت يافته ديدار مولي
  • تو گوئي عشق سرگردان بديدي
    وليکن شاه در ميدان نديدي
  • تمامت انبيا و اوليائيم
    ستادستند و در عين بقائيم
  • محمد در درون ماست اينجا
    حقيقت رهنمون ماست اينجا
  • محمد در عيان ماست بينش
    ازو پيدا خداي آفرينش
  • محمد ميزند در ما اناالحق
    هميگويد دمادم سر مطلق
  • حجابم صورتست و جان جانست
    وليکن مرد را در ترجمانست
  • مرا جانست و جانان در خيالم
    نموده اينزمان عين وصالم
  • خدا خود ديد در ديدار منصور
    نمود خويشتن راکرد مشهور
  • بت خود چون بسوزانم حقيقت
    خدا باشد حقيقت در طبيعت
  • بمعني آمدستم نه بدعوي
    که در معني نگنجد هيچ دعوي
  • سجودت ميکنم در پاکبازي
    چنان خواهم که بود پاکبازي
  • چو در يکتائي جانان رسيدي
    ز پيدائي ورا پنهان بديدي