167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هيلاج نامه عطار

  • نديدم هيچ صورت در ميانه
    مرا بخشيدش آنگه يک نشانه
  • اساس شرع در اينجاست بنگر
    همه اسرارها پيداست بنگر
  • جواهرنامه گر خواني در آخر
    وزو گردد يقين منصور ظاهر
  • حياتي يافت جان اينجا نماني
    نمود اسرار صورت در معاني
  • کنون دستم گرفت و پايداري
    نمودم دمبدم در عشق ياري
  • حقيقت اينزمانم سر قرآن
    حقيقت آشکارا هست در جان
  • حقيقت پرده اکنون بردريدي
    بجز من هيچ در پرده نديدي
  • اگرچه صورتت در ذات معني
    بدانسته ز ما آيات معني
  • در آتش رفت خواهي تا بداني
    نمايم آنگهي راز نهاني
  • ترا در آتش سوزان حقيقت
    نمايم بيشکي ديدار ديدت
  • چو خواهد کشت محبوبم بزاري
    کنم در عشق شيخا پايداري
  • هزاران جان کنم قربان پايش
    بجا آرم در اينجاگه وفايش
  • هزاران کعبه سرگردان بودش
    حقيقت آفرينش در سجودش
  • تمامت انبيا اينجا هلاکش
    کشيدند و شدند در عين آتش
  • همه سيرت يکي ذاتست بنگر
    عيان در عين ذراتست بنگر
  • نمود عشق داري در حقيقت
    حقيقت داري از عين شريعت
  • در اين آيينه پيدا گشت جانان
    حقيقت بيصفت خورشيد تابان
  • ندارد مثل همتائي مجويش
    بجز توحيد در اينجا مگويش
  • ندارد مثل خود معبود ذاتست
    نموداري ز ذاتش در صفاتست
  • يکي ذاتست در جمله نمودار
    ولي منصور بين اندر سردار
  • در اين ظلمات، خضر رهروانم
    بسوي آب حيوان راه دانم
  • درون خاک جان عاشقان است
    در اينجاگه لقاي جاودان است
  • عجب شوري گرفته گرد عالم
    نمايد راز در شورم دمادم
  • ز چشم دل بسي ديدند رويش
    بمردند آنگهي در آرزويش
  • دمي کز عشق آمد زندگانيست
    در آندم جملگي راز نهانيست