167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

منطق الطير عطار

  • هيچ گوهر رانبود آن سروري
    کان سليمان داشت در انگشتري
  • همت عاليم در کار آمدست
    عزلت از خلقم پديدار آمدست
  • سايه تو گر نديدي شهريار
    در بلاکي ماندي روز شمار
  • گويد انگارم غلامي خود نبود
    در سپاهم ناتمامي خود نبود
  • ملک عالم مصحف اسرار او
    در نکويي آيتي ديدار او
  • لرزه بر اندام خادم اوفتاد
    گوييا در رنج دايم اوفتاد
  • راه دزديده ميان ما بسيست
    رازها در ضمن جان مابسيست
  • جمله با سيمرغ نسبت يافتند
    لاجرم در سير رغبت يافتند
  • عشق سوي فقر در بگشايدت
    فقر سوي کفر ره بنمايدت
  • موي مي بشکافت مرد معنوي
    در کرامات و مقامات قوي
  • روزگار من بشد در انتظار
    گر بود وصلي بيايد روزگار
  • شيخ را بردند تا ديرمغان
    آمدند آنجا مريدان در فغان
  • وصل خواهم و آشنايي يافتن
    چند سوزم در جدايي يافتن
  • آن غبار از راه او برداشتم
    در ميان ظلمتش نگذاشتم
  • چون به حال خود فرونگريستي
    در سجود افتادي و بگريستي
  • چون بديدند آنچنان اصحابناش
    مانده در اندوه و شادي مبتلاش
  • ذره در خورشيد والا اوفتد
    سايه سيمرغ بر ما اوفتد
  • هيبتي زان راه برجان اوفتاد
    آتشي در جان ايشان اوفتاد
  • رفت سرهنگي و کودک رابخواند
    شه بانبازيش در مسند نشاند
  • هرک شد درظل صاحب دولتي
    نبودش در راه هرگز خجلتي
  • وادي دورست و راه مشکلش
    من بميرم در نخستين منزلش
  • گفت مي بينم ترا اهليتي
    هست در اهليتت جمعيتي
  • در سحرگه هاتفيش آواز داد
    سازگارش کرد، کارش ساز داد
  • گر تو او را آفريده بوديي
    در عذابش آرميده بوديي
  • در ره او صد هزاران حکمتست
    قطره راحصه بحري رحمتست