167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان عبيد زاکاني

  • در بيابان عشق ميگردد
    روح مدهوش و عقل ديوانه
  • از پي صيد در پس زانو
    مترصد چو گربه خاموش
  • عشاقنامه عبيد زاکاني

  • در او قبله اقبال بادا
    حريمش کعبه آمال بادا
  • خم ابروي ا و در جان فزائي
    طراز آستين دلربائي
  • در آن شبهاي تار از بيقراري
    چو بسياري بناليدم بزاري
  • يکي را زان پريرويان طناز
    حکايت باز ميپرسيد در راز
  • به شيرين در رسد بيچاره فرهاد
    پريرو روي بنمايد بگلشاد
  • رياحين از شراب حسن سرمست
    سحاب سيمگون رشاشه در دست
  • اگر چه مدتي رنجي کشيدي
    برآخر دست در گنجي کشيدي
  • به آئين جايگاهي ساز کردم
    بروي دوستان در باز کردم
  • نشستم پيشش از گستاخ روئي
    شدم گستاخ در بيهوده گوئي
  • دمادم ناله دلسوز ميکرد
    نوا در پرده نوروز ميکرد
  • در اين گرداب نتوان آرميدن
    ببايد رخت بر هامون کشيدن
  • رواني ناوک غم درنشانده
    وجودي در عدم راهي نمانده
  • دريغ آن روزگار شادماني
    دريغ آن در تنم زندگاني
  • در اين سرگشتگي چونست حالت
    نميگيرد ز عمر خود ملالت
  • تو آنجا در نشاط و شادماني
    به عزت ميگذاري زندگاني
  • به شب ناليدن پا در کمندان
    به آه سوزناک مستمندان
  • موش و گربه عبيد زاکاني

  • بخوانم از برايت داستاني
    که در معناي آن حيران بماني
  • قصه موش و گربه مظلوم
    گوش کن همچو در غلطانا
  • موشکي بود در پس منبر
    زود برد اين خبر بموشانا
  • فوج هاي پياده از يکسو
    تيغ ها در ميانه جولانا
  • در بيابان فارس هر دو سپاه
    رزم دادند چون دليرانا
  • جنگ مغلوبه شد در آن وادي
    هر طرف رستمانه جنگانا
  • الله الله فتاد در موشان
    که بگيريد پهلوانانا