167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • صد هزاران ماهي اللهئي
    سوزن زر در لب هر ماهئي
  • گوسفندان حواست را بران
    در چراي اخرج المرعي چران
  • در ميکده ي غمت، سفالي
    نرخ همه معرفت فروشان
  • يک خرقه، رخت درست نگذاشت
    در صومعه ها زخرقه پوشان
  • در رهي ميرفت شبلي بيقرار
    ديد کناسي شده مشغول کار
  • در بخت سيه نديده ام هيچ زمان
    يک روز سفيد
  • در همين زمينه، شاعر چه نيکو سروده است
  • تا کي ز علايق جسماني
    در چاه طبيعت تن ماني
  • در روز الست بلي گفتي
    و امروز به بستر لاخفتي
  • در شغل زخارف ديني دون
    مانده بهزار اهل مفتون
  • در راه خدا قدمي نزدي
    بر لوح وفا رقمي نزدي
  • يک در نگشود ز مفتاحش
    اشکال افزود ز ايضاحش
  • ز مقاصد آن مقصد ناياب
    زمطالع آن طالع در خواب
  • در کف ننهاده بجز بادت
    برهان تناهي ابعادت
  • در علم رسوم گرو مانده
    نشکسته زپاي خود اين کنده
  • در قبر بوقت سوال و جواب
    نفعي ندهد بتو اسطرلاب
  • عشق است کليد خزاين جود
    ساري در همه ذرات وجود
  • در اشتياق هم نشيني با صاحبان حال و ارباب کمال:
  • در توبه از گناهان و بازگشت به سوي بخشنده عطايا:
  • ليکن چندان در جرم مپيچ
    که مکان صلح نماند هيچ
  • عمرش بگذشت بليت و عسي
    در توبه صبح شکست مسا
  • فلسفه در جدل کند پنهان
    وانگهي فقه بر نهد نامش
  • شکرش در دهان نهذ وانگه
    ببرد پاره اي زاندامش
  • از جنگي قديمي در مدح صاحب الزمان (عج):
  • زين سخنهاي چو در شاهوار
    اندکي گر گويمت معذور دار