167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • دلا! زمانه را بگذار، آنچه در اوست، گواراي اهلش باد
  • و اگر تو هزاران سال در دست يابيش کوشي
  • و اکنون در زير خروارها خاک، خاکي بيش نيستند
  • در حياه الحيوان، ذيل نام کبک چنين آمده است:
  • سيه چشمي است که در کارش حيران مانده ام
  • از آنچه در ششم رمضان، به شيروان بر خاطرم گذشت:
  • در طلب حيات خويشتن را بين خواري و آز فرسودي.
  • صوفيان در دمي دو عيد کنند
    عنکبوتان مگس قديد کنند
  • گرپشيماني بر او عيبي کند
    آتش اول در پشيماني زند
  • لقمه اي در ميانشان انداز
    که تهي گاه يکدگر بدرند
  • در خلاص او يکي خوابي ببين
    زود والله يحب المحسنين
  • افتاده حکايتي در افواه
    کايينه سياه گردد از آه
  • خدايارش باد، مهار خيش در کفش چه زيباست
  • زآنکه استکمال تعظيم او نکرد
    ورنه نسيان در نياوردي نبرد
  • از عبدي گنابادي در شکايت از طلايه ي پيري:
  • و حديث تو، طومار غمان را از دل در نوردد.
  • و در صراحي انديشه شان، شراب ناب هواي دوست نوشيدند.
  • بر سر دست عشق، بازانند
    ملک الموت گشته در منقار
  • مؤلف را در شوق بوسيدن درگاه سيدانبياء است:
  • مجيرالدين در وصف شکوفه ي بادام گفته است:
  • باصناف آداب گشتي مؤدب
    بدانش مقدم شدي در محافل
  • ندارد خبر فکر کوتاه بينت
    ز ماهيت مبتدا در اوايل
  • زاقسام اعراض در فن حکمت
    جز اغراض نفسانيت نيست حاصل
  • خاتمه در فراق هرات و ياران مقيم هرات:
  • دل نگهداريد اي بيحاصلان
    در حضور حضرت صاحبدلان