167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شاه نعمت الله ولي

  • نرسد در مقام اهل کمال
    سالکي کو به کاملي نرسد
  • جان جاهل به مرغکي ماند
    که گرفتار در قفس باشد
  • در آينه وجود حادث
    انوار قديم مي توان ديد
  • مجموع تجلي الهي
    در جام جهان نما نمايد
  • در حقيقت يکي عدد نبود
    گر شماري يکي هزار هزار
  • در محيطي که نيست پايانش
    سيد دو سراست مستهلک
  • شاکر شکر نعمت اللهم
    تا نفس باقي است در شدم
  • در علم نبوت و ولايت
    از جمله کمال بيش دارم
  • در خرابات رند سرمستيم
    عاشقانه مدام مي پايم
  • در خواجه باغ صبحگاهي
    بنمود جمال خويش آن شاه
  • در ترقي است ذوق ما دايم
    خوش بود دولت فزاينده
  • خود در معرفت به ما بگشود
    رحمت حضرت گشاينده
  • آينه صد هزار مي بينم
    در همه آن يکي نماينده
  • به کرامات صوفيي در جنگ
    دستبردي نمود مردانه
  • مير محمد که بندگان درش
    در جهان يافتند سلطاني
  • آنکه باشد در مدينه علم
    کوري خارجي و مرواني
  • دوش سرمست درگذر بودم
    بر در مسجدم گذار افتاد
  • حلقه بندگي پير مغان
    کرده چون درعاشقي در گوش
  • در مجلس عاشقان سرمست
    اين قول بگو به ناله ني
  • در گلشن بوستان توحيد
    چون گل بشکفته ايم از ذوق
  • بر خاک در شرابخانه
    مستانه نخفته ايم از ذوق
  • سرمستانيم در خرابات
    گوئيم به يار رند سرمست
  • رندانه حريف نعمت الله خوديم
    در کوي خرابات نشستيم دگر
  • در کوي خرابات بسي کوشيدم
    تا جمله شراب ميکده نوشيدم
  • در کتم عدم سرير شاهي داريم
    وان مملکت نامتناهي داريم