167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سيف فرغاني

  • در پرسش ما شکر فشانده
    از پسته تنگ خود بخروار
  • دلشاد بعالمي که در وي
    کس سر نشود مگر بدستار
  • در مدرسه هواي او کس
    عالم نشود ببحث و تکرار
  • من روي غرض نهفته دارم
    در برقع رنگ پوش اشعار
  • کبوتر بوقتي که دلجوي گردد
    کند در دهان کبوتر شکوفه
  • آشکارا نمي توانم کرد
    آنچه آن دوست در نهانم گفت
  • عاقبت راه يابي از پس در
    بنشين پيش آستانم گفت
  • عقل ناگه بپيش باز آمد
    زود بنهاد در دهانم گفت
  • در مکانها همي نگنجم از آنک
    گهر کان لامکانم گفت
  • دست صيتش که در جهان علمست
    دامن آخرالزمان بگرفت
  • زهره از بهر نقل خويش آنرا
    در طبقهاي آسمان بگرفت
  • عوانان اندرو گويي سگانند
    بسال قحط در نان اوفتاده
  • بجاي عنبر و مشکش کنون هست
    گزنده در گريبان اوفتاده
  • از انگشت سليمان رفته خاتم
    ولي در دست ديوان اوفتاده
  • رعيت گوسپنداند اين سگان گرگ
    همه در گوسپندان اوفتاده
  • ز جور ظالمان در شهر خويشي
    بخواري چون غريبان اوفتاده
  • کليد در اوست دست نياز
    سرست اندرين راه پاي سفر
  • از زمين خودي چو برخيزي
    در رکاب تو آسمان برود
  • ترک ملک کيان ببايد گفت
    خسروان را بعشق شيرين در
  • بودي آيينه جمال آله
    زنگ خوردي بجاي تمکين در
  • چشمه خضر بوذي از پاکي
    تيره گشتي بحوض خاکين در
  • بت پرستي همي بکعبه درون
    زند خواني همي بياسين در
  • زالکي دان بدست رستم عشق
    روبهي دان بچنگ گرگين در
  • مردم ديده رگ گشودستند
    راست گويي بچشم خونين در
  • بهر فرداي خويش عاشق ديد
    روي محنت بخواب دوشين در