167906 مورد در 0.12 ثانیه یافت شد.

ديوان باباطاهر

  • بعالم کس مبادا چون من آئين
    مو آئين کس مبو در دين و آئين
  • کريمان دست در خوان کريمي
    که بر خوانش نظر دارند کريمان
  • ز شرم روي ته مو در حجابم
    ندانم عرض حالم واته کردن
  • داره در موسم گل جوش سودا
    چه پروايي کره اينجا دل مو
  • مو را اي دلبر مو با ته کاره
    وگرنه در جهان بسيار ياره
  • ز آه مو فلک آخر خدرکه
    اثر در ناله ي سوته دلانه
  • دل مو سوته و مهر ته آذر
    نبي ناسوته آذر در نگيره
  • مو را نه فکر سودايي نه سودي
    نه در دل فکر بهبودي نه بودي
  • اگر درد دلم واجم به کوهان
    دگر در کوهساران گل نرويي
  • تني که نيست ثابت در ره عشق
    ذره ذره به آتش سوتن اولي
  • من دل سوته را لايق ندوني
    که در ديوان عشاقت بخوني
  • در اشکم بدامان ريته اولي
    خون دلم ز چشمان ريته اولي
  • فلک اندر دل مسکين مو نه
    ازين غم هرچه در انبانه ديري
  • هر آن کالوند دامان مو نشاني
    دامان از هر دو عالم در کشاني
  • ديوان بيدل دهلوي

  • خوشا بزم وفا کز خجلت اظهار نوميدي
    شرر در سنگ دارد پرفشانيهاي آه آنجا
  • بسعي غير مشکل بود زاشوب دوئي رستن
    سري در جيب خود دزديدم و بردم پناه آنجا
  • بکنعان هوس گردي ندارد يوسف مطلب
    مگر در خود فرورفتن کند ايجاد، چاه آنجا
  • در ناله خامش نفسان مصلحتي نيست
    اي صافي مطلب نفسي زنگ برون آ
  • در عرصه تعين بي راستي ظفر نيست
    هر جا بجلوه آئي با اين علم برون آ
  • آبيار چمن رنگ، سرابست اينجا
    در گل خنده تصوير گلاب است اينجا
  • قد خم گشته نشان ميدهد از وحشت عمر
    بر در خانه از آن حلقه رکابست اينجا
  • لذت داغ جگر حق فراموشي نيست
    قسمي در نمک اشک کبابست اينجا
  • همه در سعي فنا پيشتر از يکدگريم
    با شرر سنگ گر و تاز شتابست اينجا
  • ما و سراغ مطلب ديگر چه ممکن است
    در چشم ما شکست ضعيفي غبار ما
  • چون اشک شمع در قدم عجز داشتيم
    لغزيدني که بر همه اعضا زديم پا
  • صدخامه بشکني که بمشق ادب رسي
    خط هاست در کتاب دبستان بوريا
  • لب بسته حلاوت کنج قناعتيم
    ني بي صداست در شکرستان بوريا
  • بسکه در پرواز گرد جستجوها ريختيم
    گشت زير بال پنهان خانه صياد ما
  • جان کنيها در قفاي آرزو پرميفشاند
    با شرار تيشه رفت از بيستون فرهاد ما
  • شمع سان عمريست احرام گدازي بسته ايم
    نيست در پهلو بغير از پهلوي مازاد ما
  • هيچکس بر شمع در آتش زدن رحمي نکرد
    از ازل بر حال ما ميگريد استعداد ما
  • تا کي چو جرس دل بطپيدن بخراشم
    در ناله ام آغوش وداعيست اثر را
  • کبريا کم بود در تمهيد عجز
    تا گدا گفتي شه آورديم ما
  • عمريست که چون آئينه در بزم خيالت
    حيرت نگه يک مژه خواب است دل ما
  • پيمانه ما پر شود آندم که بباليم
    در بزم تو همظرف حباب است دل ما
  • تا چيست سرانجام شما زنفس آخر
    عمريست که در پاي حساب است دل ما
  • طمع در عرض حاجت ذلتي ديگر نمي خواهد
    گشاد چشم کرد از کاسه مستغني گدائي را
  • بوي بهار در قفس غنچه داغ شد
    از بسکه تنگ کرد چمن را فغان ما
  • در طبع خود سر جاه سعي گزند خلق است
    ديوانه اند سگها از کندن مرسها
  • اين مزرعيست کانجا دهقان صنع پوشيد
    خونهاي زخم گندم در پرده عدس ها
  • در عرصه گاه تسليم از يکديگر گذشت است
    مانند موج گوهر جولان پيش و پس ها
  • آفاق را در آتش و آب جنون فگند
    خلد و جحيم صنعت اميد و بيم ما
  • يکتائي آفريد لب خودستاي عشق
    در نقطه دهن الفي داشت ميم ما
  • در عالم نوازش مطلق، کجاست رد
    بخشيده است بر همه خود را کريم ما
  • برق جولاني که ما را در دل آتش نشاند
    ميکند داغ از تحير شعله جواله را
  • سوخت دل اما چراغ مدعا روشن نشد
    در جگر يارب چه آتش بود داغ لاله را
  • گوهر همان برون محيط است در محيط
    با ما چه ميکند دل از ما جداي ما
  • سلامت بيخبر دارد زفيض عالم آبم
    حباب من ندارد صرفه در نشکستن مينا
  • مدد از هيچکس در موسم پيري نميخواهم
    که بس باشد مرا بر کف عصاي گردن مينا
  • اميد سرخوشي در محفل امکان نميباشد
    مگر از خود تهي گشتن شود پرکردن مينا