167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

فراقنامه ساوجي

  • که دردا ز ناپايداري من
    در اين عاشقي شرمساري من
  • که در عاشقي اعتبارم کند؟
    که مرغي چنين شرمسارم کند
  • قضا چون در آشنائي گشاد
    اساس جهان بر جدائي نهاد
  • جمشيد و خورشيد ساوجي

  • الهي پرده پندار بگشاي
    در گنجينه اسرار بگشاي
  • خبر دادند دانايان پيشين
    که وقتي پادشاهي بود در چين
  • قضاي آسماني چون برآيد
    اگر بندي در از بامت درآيد
  • به پاسخ دادنش نقاش برخاست
    سخن در صورت رنگين بياراست
  • نمي بايد در اميد بستن
    نمي شايد دل عاشق شکستن
  • بسان آينه صحنش مصفا
    جمال جان در آن آيينه پيدا
  • هزاران ديو در فرمان اويند
    سراسر بر سر پيمان اويند
  • گرفتم ره نيابي در سرايش
    توان بوسيدن آخر خاک پايش
  • همانا گوهرش پاکست در اصل
    هزاران آفرينش باد بر اصل »
  • که اينان مطرب پرده سرايند
    سزاوار در پرده سرايند
  • نشاط انگيز گوش عود برتافت
    گهر در جامه ابريشمين بافت
  • عمر عزيزم همه خواهد گذشت
    در سر زلفين پريشان تو
  • که دارند از پي تاج کيانش
    ميفکن در کف بازاريانش »
  • جم از بازي دوشين در ملالت
    همي دادند يارانش خجالت
  • رسانيدند غمازان کشور
    ازين رمزي به نزديکان آن در
  • فتاده ساغر مي دل شکسته
    صراحي در ميان خون نشسته
  • ملک جمشيد را قيصر بپرسيد
    بدان در منصب عاليش بخشيد
  • نسيمي نگذرد در هيچ مسکن
    که همراهش نباشد ناله من
  • چنان شمعي تو در کنجي نشاني
    کجا يابي فروغ شادماني؟
  • نماند در جواني رنگ و بويش
    بريزد پيش مردم آبرويش
  • فکندم کشتيي در بحر خونخوار
    ندانم چون برآيد آخر کار
  • زماني در نديمي داد دادي
    سر درج لطافت بر گشادي