167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان سعدي

  • محتسب در قفاي رندانست
    غافل از صوفيان شاهدباز
  • ندانستي که ضدان در کمينند
    نکو کردي علي رغم بدآموز
  • نيکخواها در آتشم بگذار
    وين نصيحت مکن که بگذارش
  • ور چنين حور در بهشت آيد
    همه خادم شوند غلمانش
  • ساربانا جمال کعبه کجاست
    که بمرديم در بيابانش
  • نرود هوشمند در آبي
    تا نبيند نخست پايانش
  • بي کار بود که در بهاران
    گويند به عندليب مخروش
  • در ازل رفتست ما را دوستي
    لا تخونوني فعهدي ماانصرم
  • گر آوازم دهي من خفته در گور
    برآسايد روان دردمندم
  • در حلقه کارزارم انداخت
    آن نيزه که حلقه مي ربودم
  • مانند تو آدمي در آفاق
    ممکن نبود پري نديدم
  • وين بوالعجبي و چشم بندي
    در صنعت سامري نديدم
  • لعلي چو لب شکرفشانت
    در کلبه جوهري نديدم
  • چون در دورسته دهانت
    نظم سخن دري نديدم
  • اي باد بهار عنبرين بوي
    در پاي لطافت تو ميرم
  • وز غايت تشنگي که بردم
    در حلق نمي رود زلالم
  • گر دست دهد هزار جانم
    در پاي مبارکت فشانم
  • نمي دانستم از بخت همايون
    که سيمرغي فتد در آشيانم
  • بلبل بوستان حسن توام
    چون نيفتد سخن در افواهم
  • اي کودک خوبروي حيران
    در وصف شمايلت سخندان
  • ترسم که به عاقبت بماند
    در چشم سکندر آب حيوان
  • برخيز که مي رود زمستان
    بگشاي در سراي بستان
  • نارنج و بنفشه بر طبق نه
    منقل بگذار در شبستان
  • خاموشي بلبلان مشتاق
    در موسم گل ندارد امکان
  • آواز دهل نهان نماند
    در زير گليم و عشق پنهان