167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • در و مرواريد طوقش اشک اطفال منست
    لعل و ياقوت ستامش خون ايتام شماست
  • آنکه او تا در سراي آفرينش آمدست
    تنگ عيشي از سراي آفرينش غايبست
  • آز محتاجان چو کلکش در مسير آمد بسوخت
    آز گويي ديو و کلک او شهاب ثاقبست
  • آسمان گفتا چه مي گويي که گويد در جهان
    پرتو نور نبوت را که رايي صايبست
  • اي کريمي که در عطا دادن
    خاک پايت مرا به سر تاجست
  • آنکه تا بنده مي خرد جودش
    در جهان سرو و سوسن آزادست
  • دلت گر يک زمان در بند ما شد
    به ما بر دست فرمانت گشادست
  • ميوه در ناضج اوفتاد و کسي
    اندر اين فصل ميوه ننهادست
  • به گرمايي چنين در چار طاقش
    به دست چار خوارزمي سپردست
  • فرماندهي که در خم چوگان حکم اوست
    اين گويهاي زر که بدين سبز گنبدست
  • خبر داري که فرزند عزيزت
    چه پاي امروز در خواري فشردست
  • زان روز که قصد فلک از غصه رتبت
    در گوشه حبسش گرو حادثه کردست
  • دوش در خواب من پيمبر را
    ديدمش کو ز امت آزردست
  • ترا سهل باشد مرا ممتنع
    نه پاي تو در سنگ آز آمدست
  • اين سخن را عزيز دار که دوش
    چرخ با من در اين سخن بودست
  • بدان خداي که در جست و جوي قدرت او
    مسافران فلک را قدم بفرسودست
  • کمين سلطنتش در مصاف کون و فساد
    سنان لاله به خون دلش بيالودست
  • که مرا در وفاي خدمت تو
    نه به شب خواب و نه به روز خورست
  • شعرم اندر جهان سمر زان شد
    که شعار تو در جهان سمرست
  • با دل خود گفتم آيا کيست اين شخص شريف
    هاتفي در گوش جانم گفت کان پيغمبرست
  • چون برآمد يک زمان آهسته آمد در سخن
    بر جهان گفتي که از نطقش نثار شکرست
  • چون سخن اينجا رسيد الحق مرا در دل گذشت
    کين کدامين پادشاه عادل دين پرورست
  • بادي اندر خسروي در شش جهت فرمان روا
    تا بر اوج آسمان لشکرگه هفت اخترست
  • اي دريغا که برون رفت بدر عمر و هنوز
    در و ديوار تمني همه نامعمورست
  • اي خداوندي کز غايت احسان و سخا
    ابر در جنب کفت باطل و دريا زورست
  • سعي کن سعي که در باب چنين خدمتگار
    سعي تو اندک و بسيار همه مشکورست
  • هيچ داني درو چه شايد بود
    باش در زير ريش او تيزست
  • آنچه بر گردن است ترکاج است
    وانچه در زير ريش تر تيزست
  • اگرچه در غم هجرت به نوک ناخن اشک
    نماند مردمک ديده اي که ديده نخست
  • تو پروريده کابوک آسمان بودي
    از آن قرار نکردي در آشيانه پست
  • اي کريمي که در زمين اميد
    هرچه رست از سحاب جود تو رست
  • باز چون با ز پارسيش افتاد
    در . . . مادرش چه سخت و چه سست
  • مر مرا در شبي که خدمت تو
    روي بختم به آب لطف بشست
  • در دو هستيت نيستي مرساد
    تا که مرفوع هست باشد هست
  • اي بزرگي که جود بحر محيط
    در کف چون سحاب تو بستست
  • مشکل و حل آسمان و زمين
    در سؤال و جواب تو بستست
  • خبرت هست کز جماعي چند
    در مني ده شراب تو بستست
  • بوالحسن اي کسي که در احسان
    وعده از رغبت تو مايوسست
  • راي تو در نظام ممالک براستي
    تيري که جيب گنبد گردونش ترکشست
  • هيچ دل با تو بد نشد که فلک
    آرزوهاش در جگر نشکست
  • همتت دامن کرم بفشاند
    آز هم در زمان ز فاقه برست
  • اي بزرگي که در بزرگي و جاه
    قدرت از چرخ هفتمين بيشست
  • جز به سعي تو برنخواهد گشت
    بنده را اين مهم که در پيشست
  • نيستي مسرف و ز غايت جود
    خلق را در تو ظن اسرافست
  • دل و جان تا مقيم خوارزمند
    واي بر تن که در خراسانست
  • آلوده منت کسان کم شو
    تا يک شبه در وثاق تو نانست
  • زين سود چه سود اگر شود افزون
    در مايه نفس نقص نقصانست
  • در عالم تن چه مي کني هستي
    چون مرجع تو به عالم جانست
  • برخيزم و بنگرم که حالش
    در حبس تکبر از چه سانست
  • از دست مشو ز سقطه من
    پاي تو اگرچه در ميانست