167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خواجوي کرماني

  • مي نوشين و نوشا نوش مستان
    در اردو هاياهوي ترکان
  • دل شيرافکنان افتاده در دام
    ز روبه بازي آهوي ترکان
  • نينديشد معاشر در شبستان
    شبان تيره از حال شبانان
  • اگر فراش ديري فرض عينست
    بمژگانت در ميخانه رفتن
  • مقيمان در ميخانه خواجو
    چه حاجتشان بکوي کعبه رفتن
  • آن لب شيرين شورانگيز او
    در سخنگوئي شکر باريش بين
  • بينم نشسته سروي در ايوان
    يا مست خفته شمعي ببالين
  • هندوانت نيکبختانرا کشيده در کمند
    واهوانت شير گيرانرا شکار انداخته
  • خواجو دل خسته را بزنجير
    در جعد مسلسل تو بسته
  • اي ملک دلم خراب کرده
    در کشتن من شتاب کرده
  • ساقي غمت ز خون چشمم
    مي در قدح شراب کرده
  • مطرب نغمه ساز پرده سراي
    چنگ در پرده رباب زده
  • جان خواجو بآه آتش بار
    شعله در آبگون حجاب زده
  • يک ذره از آنکه در تو پيداست
    ناديده درآفتاب ديده
  • در آتش فرقتت نديده
    همچون دل من کباب ديده
  • شود در گردن جانم سلاسل
    خيال زلف او شبهاي تاره
  • اگر ملک سليمان در نبازي
    چو سلمان طلعت سلمي نيابي
  • در چمن همچو شمع مجلس ما
    طوطئي آتشين زبان ديدي
  • راستي را شمائل قد او
    هيچ در سرو بوستان ديدي
  • به سر ماه فکنده طيلساني
    در سرو کشيده پرنياني
  • رخست از آفتاب عالم افروز
    درفشان در نقاب آسماني
  • ندارم چشم در درياي اندوه
    که گيرد دست خواجو آشنائي
  • رباعيات خيام

  • شاگردي روزگار کردم بسيار
    در کار جهان هنوز استاد نيم
  • ديوان رودکي

  • ماغ در آبگير گشته روان
    راست چون کشتييست قيراندود
  • جعدي سياه دارد، کز کشي
    پنهان شود بدو در سرخاره