167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • صدر عاليت کعبه خرد است
    رخنه در کعبه خرد مرساد
  • در شبستان چون زماني خوش بويد
    از شبيخون زمان يادآوريد
  • باد، دستار مؤذن در ربود
    کعبتيني از ميان بيرون فتاد
  • عنبرين دستارچه گرد رخت
    طوق غبغب در ميان آويخته
  • تيغ هنديش از مخالف سوختن
    در خزر هندوستان خواهد نمود
  • جويباري کند ز دامن چرخ
    چشمه در جويبار بندد صبح
  • در قماري که با ملامتيان
    داو عشرت روان کنند همه
  • وآنچه در بزمگه حريفانند
    رخ ز مي گلستان کنند همه
  • ساتگيني دهيم و جور خوريم
    دورها در ميانه بستانيم
  • در شکر ريز نوعروس بقا
    بهر خسرو نشانه بستانيم
  • ماه منجوق گوهر سلجوق
    در ظلال حسام او زيبد
  • دورها بوده در زمين بهشت
    تيغ حيدر برادر تيغش
  • عدلش از آسمان ندارد عار
    سلسله ز آسمان در آويزد
  • دست ظلم جهان ببرد شاه
    وز گلوي جهان در آويزد
  • بکشد شخص بخل را کرمش
    سرنگون ز آستان در آويزد
  • مرد شهباز گوشت خوار کجاست
    زاغ کز استخوان در آويزد
  • سائلان را ز نعمت جودش
    در جگر سده گران بستند
  • هست در چشم عالمي مانده
    نقش آن پيکر ستوده هنوز
  • گر زمانه به عذرتان کوشد
    خاک در ديده زمانه زنيد
  • هيچ تقصير در معزايش
    مکنيد ار موافقان منيد
  • بي تماشاي چشم روشن تو
    چشم خورشيد در مغاک شده
  • درويش که اخلاق الهي دارد
    در ملک وجود پادشاهي دارد
  • در حسن ز طاووس سرافرازتري
    وز قمري نغز گوي طنازتري
  • ديوان خواجوي کرماني

  • جز کمر کيست آنکه ميگنجد
    يک سرموي در ميان شما
  • همچو چشمش کسي نشان ندهد
    جادوئي مست خفته در محراب