167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • هر ذليلي که حق عزيز کند
    در عزيزيش منکري نگر
  • افسرده چو سايه و نشسته
    در سايه دوکدان مادر
  • اي در يتيم چون يتيمان
    افتاده بر آستان مادر
  • دهان جهان ناله آز داشت
    به در سخاوت بينباشتش
  • چون ليقه دوات کهن گشته
    پوسيده گوشت در تن مردارش
  • فلسفه در جدل کند پنهان
    وانگهي فقه برنهد نامش
  • در پناه خرد نشين که خرد
    گردن آز راست پالاهنگ
  • کاشکارا چو روز مي بيني
    آفتاب کرم در اوج همم
  • ترسم از قهر ناخدا ترسان
    لاجرم در خدا گريخته ام
  • از کمين کمان کشان قضا
    در حصار رضا گريخته ام
  • در دهر سيه سپيدم افکند
    بخت سيه سپيد کارم
  • در چنين علت اي طبيب مرا
    مسهلي تازه ساختي هردم
  • ما حضرت عشق را نديميم
    در کوي قلندران مقيميم
  • بس روشن سينه ايم اگرچه
    در ديده تو سيه گليميم
  • سر مريخ گوهرش زيبد
    آورد ده هلال در نظر او
  • بر در خواجه از تظلم خلق
    بشنو آن ناله پراکنده
  • در زيان عمر يکسانند خلق
    خواه درويش است، خواهي پادشاه
  • ابر دستا ز بحر جود مرا
    عنبر در ثمن فرستادي
  • کلک سيمين در دواتش سودمي
    بند زرين بر کتابش کردمي
  • از در عشرين کتابش خواندمي
    وز ره تسعين حسابش کردمي
  • گر مقام نيست هستان دانمي
    هستي خود در ميان افشاندمي
  • نيست در موکب جهان مردي
    نيست بر گلبن فلک وردي
  • کرکسان را ز چرخ چون گنجشک
    در دم اژدها فرستادي
  • شررش در کواکب افکندي
    دودش اندر سما فرستادي
  • در سراب وحش به نيلوفر
    ز ابر همت نما فرستادي