167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • در زهره روس رانده زهر آب
    کانداخته يغلق پران را
  • در روم ز اژدهاي تيرت
    زهر است نواله قيصران را
  • در جنت مجلست چراگاه
    آهو حرکات احوران را
  • در سيه خانه دل کبودي من
    از سپيدي پاسبان برخاست
  • در تموزم ببندد آب سرشک
    کز دمم باد مهرگان برخاست
  • بلبلم در مضيق خارستان
    که اميدم ز گلستان برخاست
  • بعد کشتن قصاص خاقاني
    از در شاه شه نشان برخاست
  • گو در ملک اخستان نگر آنک
    کيخسرو باستان نديده است
  • حلاج، دکان گذاشت ايراک
    جز آتش در دکان نديده است
  • ساقي آن عنبرين کمند امروز
    در گلوگاه ساغر افشانده است
  • تخم اقبال در زمين بقا
    بانوي عدل گستر افشانده است
  • در شکرريز نوعروس سخن
    ني مصريش خاطب هنر است
  • زعفران گرچه بيخ در آب است
    آرزومند ژاله سحر است
  • پاي در دامن قناعت کش
    کت لباس بطر ندوخته اند
  • صراحي نوآموز در سجده کردن
    يکي رومي نو مسلمان نمايد
  • چو راوي خاقاني آوا برآرد
    صرير در شاه ايران نمايد
  • زخمه مطربان صلاي صبوح
    در زبان هاي مزهر اندازد
  • زلف ساقي کمند شب پيکر
    در گلوي دو پيکر اندازد
  • بر قدح هاي آسمان زنار
    مشتري طيلسان در اندازد
  • در بر بلبله فواق افتد
    کز دهان آب احمر اندازد
  • از در مشرق آتش افروزد
    سوي هر روزن اخگر اندازد
  • گنبد پير سبحه هاي بلور
    در مغاک مقعر اندازد
  • آهمن سازد آتش پيکان
    تا در اين ديو، گوهر اندازد
  • سنگ در آبگينه خانه چرخ
    اين دل غصه پرور اندازد
  • منم آن مرغ کآذر افروزد
    خويشتن را در آذر اندازد