167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • آن ها که محققان راهند
    در مسند فقر پادشاهند
  • بازيچه دهرشان بنفريفت
    زانگه که در اين خيال کاهند
  • خاقاني وار در دو عالم
    از دوست رضاي دوست خواهند
  • حلقه کاروان عشق آنجاست
    که خرد در ميان فرو نايد
  • بر خاک در تو خون چشمم
    خاقاني جرعه چين نويسد
  • در معني بوسه تهي هم
    گفتم دو سه بار برنيامد
  • در راه غمش دواسبه راندم
    يک ذره غبار برنيامد
  • مقصود نيافت هر که در عشق
    خاقاني وار بر نيامد
  • رفت در شهر، آب خاقاني
    کار با لطف کردگار افتاد
  • نفس عاشقان و ناله کوس
    نفخه صور در دهان بگشاد
  • طالب ظل همائي نيستم
    سايه ديوار در کوي تو بس
  • در بابل اگر نهند شمعي
    زينجا بکشم به باد سردش
  • در سايه غم شکست روزم
    خورشيد سياه شد ز سوزم
  • در سينه نفس چنان شکستم
    کز ناله دل جهان شکستم
  • از ناله در آن گران رکابي
    الحق سپه گران شکستم
  • چو ناوکيان به ناوک صبح
    در روي فلک کمان شکستم
  • فرياد کز آتش دل من
    فرياد بسوخت در دهانم
  • بالاي سر ايستاد روزم
    در پستي غم فتاد جانم
  • اين لاشه تن کشيده در جل
    بر آخور پاسبان فرستيم
  • خام پندار سوخته جگران
    در هوس پختن وصال توايم
  • بيجاده اشارت در تو
    رخسار چو کهرباي زردم
  • بر رهگذر بلاست وصلت
    در رهگذر بلا نبردم
  • خاقاني بياموزد در عشق
    بسيار خيال گرم و سردم
  • تا گوهري در کنار نايد
    چون بحر نيارميده خواهم
  • اين دار خلافت پدر را
    در زير نگين مسخر آرم