167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

شاهنامه فردوسي

  • در کاخ بگشاد فرزند شاه
    برو انجمن شد فراوان سپاه
  • که پوشيده رويان او در نهان
    سرآرند برخويشتن بر زمان
  • برآويختشان در شبستان شاه
    نگونسار پرخون و تن پرگناه
  • چو گفتار بيهوده بسيار گشت
    سخن گوي در مردمي خوارگشت
  • هنرهاش گسترده اندر جهان
    همه راز او داشتن در نهان
  • کجا در دو گيتيش بارآورد
    بسالي دو بارش بهارآورد
  • در پادشا همچو دريا شمر
    پرستنده ملاح وکشتي هنر
  • کسي کو ندارد روانش خرد
    سزد گر در پادشا نسپرد
  • بفرمود تا اسب نخچيرگاه
    بسي بگذرانند در پيش شاه
  • چنان آرزو خاست کز فر تو
    بباشيم در سايه پرتو
  • جهان خوش بود بردل نيک خوي
    نگردد بگرد در آرزوي
  • همان کالبد مرد را پوششست
    اگر بخت بيدار در کوششست
  • هشيوار دستور در پيش شاه
    به رزم اندرونش نماينده راه
  • بفرمود تا ساروان دو هزار
    بيارد شتر تا در شهريار
  • ز گنج شهنشاه کردند بار
    بشد کاروان از در شهريار
  • شتروار بار گران دو هزار
    پسنديده بار از در شهريار
  • چوخورشيد رخشنده شد بر سپهر
    برفت از در شاه بوزرجمهر
  • برادر نديديم هرگز دو شاه
    دو دستور بدخواه در پيشگاه
  • دو شاه سرافراز در قلبگاه
    دو دستور فرزانه درپيش شاه
  • هرآنکس که خواهد زما زينهار
    مداريد ازو کينه در کارزدار
  • همه پاک در زينهار منيد
    وزين بر منش يادگار منيد
  • جهاندار طلخند بر زين بمرد
    سرگاه شاهي بگو در سپرد
  • که من در نبشته چنين يافتم
    بدان آرزو تيز بشتافتم
  • نخستين در از من کند يادگار
    به فرمان پيروزگر شهريار
  • بپيوست گويا پراگنده را
    بسفت اينچنين در آگنده را