167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

شاهنامه فردوسي

  • نگويد چنين مردم سالخورد
    به گرد در ناسپاسي مگرد
  • همي رفت رستم زواره پسش
    کجا بود در پادشاهي کسش
  • سپه در شگفتي فروماندند
    بران نامدار آفرين خواندند
  • در آوردگه تيز شد مهرنوش
    نبودش همي با فرامرز توش
  • بيامد برين کشور اسفنديار
    نکوبد همي جز در کارزار
  • زمان ورا در کمان ساختم
    چو روزش سرآمد بينداختم
  • همانست کز گز بهانه منم
    وزين تيرگي در فسانه منم
  • بدين گيتيت در نکوهش بود
    به روز شمارت پژوهش بود
  • در انديشه مهتر کابلي
    چنان بد کزو رستم زابلي
  • بفرمود تا تختهاي گران
    بيارند از هر سوي در گران
  • اگر بشمري در جهان نامدار
    سواري نبيني چو اسفنديار
  • فرستاد بيدار کارآگهان
    بدان تا نماند سخن در نهان
  • ببخشيد در شب بسي خواسته
    شد از خواسته لشکر آراسته
  • به عموريه در حصاري شدند
    ازيشان بسي زينهاري شدند
  • نگهبان فرستاد هم در زمان
    به نزديکي خيمه بدگمان
  • همه يکسره در پناه منيد
    بدانيد اگر نيک خواه منيد
  • نبينم همي در جهان يار کس
    بجز ايزدم نيست فريادرس
  • نمودار گفتار من من بسم
    بدين در نکوهيده هرکسم
  • يکي دار بر نام جانوشيار
    دگر همچنان از در ماهيار
  • که پيروزگر در جهان ايزدست
    جهاندار کز وي نترسد بدست
  • چو پيروزگر فرهي دادمان
    در بخت پيروز بگشادمان
  • نوشتيم نامه بر مادرت
    که ايدر فرستد ترا در خورت
  • به جايي که آمد سکندر فراز
    در شارستانها گشادند باز
  • فرستاده را پيش بنشاختند
    ز هر در فراوانش بنواختند
  • چو در کوه شد گنجها ناپديد
    کسي چهره آگننده نديد