167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

شاهنامه فردوسي

  • همي گفت کيخسرو اي شهريار
    مراماندي در جهان يادگار
  • بهر شهر در نامور مهتري
    بماندي سرافراز بالشکري
  • بايوانها تخت زرين نهاد
    بخانه در آرايش چين نهاد
  • نشستند در گلشن زرنگار
    بزرگان پرمايه با شهريار
  • بدو ماندکاوس کي در شگفت
    ز کردارش اندازه ها برگرفت
  • بهشتم در گنج بگشاد شاه
    همي ساخت آن رنج راپايگاه
  • بيک ماه در آذرابادگان
    ببودند شاهان و آزادگان
  • زکوه اندر آمد بهنگام خواب
    بديد آن در هنگ افراسياب
  • بفرمود تا روزبانان در
    برفتند باتيغ و گيلي سپر
  • ببست آن در بارگاه کيان
    خروشان بيامد گشاده ميان
  • بياريد زين در يکي انجمن
    بايران خراميد با خويشتن
  • بهمسيايگي داور پاک جاي
    بيابي بدين تيرگي در مپاي
  • شهنشاه چون روي ايشان بديد
    بپرده در آواي رستم شنيد
  • که گفتار تلخست با راستي
    ببندد بتلخي در کاستي
  • بايرانيان بخشم اين خواسته
    سليح و در گنج آراسته
  • همه پيش يزدان ستايش کنيم
    بآتشکده در نيايش کنيم
  • که چونين شگفتي نبيند کسي
    وگر در زمانه بماند بسي
  • جهان آفرين را ستايش گرفت
    نيايش ورا در فزايش گرفت
  • گرفتند مر يکدگر را کنار
    نشستند شادان در آن مرغزار
  • ورا تنگ لهراسپ در برگرفت
    بدان پوزش آرايش اندر گرفت
  • پرستنده گفت اهرن پيلتن
    بيامد به در با يکي انجمن
  • چو بر در چنين اژدها باشدش
    ازيرا منش بابها باشدش
  • بيامد ورا تنگ در برگرفت
    سخنهاي ديرينه اندر گرفت
  • در آيين پيشينيان منگريد
    برين سايه سروبن بگذريد
  • چگونه بود در ميان آشتي
    وليکن مرا بود پنداشتي