167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

شاهنامه فردوسي

  • کمي نيست در بخشش دادگر
    فزوني بخوردست انده مخور
  • گرفتند هر سه ورا در کنار
    بپرسيد شيراوژن از شهريار
  • جهان آفرين را ستايش گرفت
    به آتشکده در نيايش گرفت
  • پيامي برد نزد افراسياب
    ز بيمش نيارد بديده در آب
  • همان شاه بيدادگر در جهان
    نکوهيده باشد بنزد مهان
  • نبودي بهر پادشاهي روا
    نشستن مگر بر در پادشا
  • ازان نامور خسرو سرکشان
    چنين بود در پادشاهي نشان
  • ترا نيست در جنگ پاياب اوي
    نديدي براوهاي پرتاب اوي
  • بشد با پرستندگان مادرش
    گرفتند پوشيدگان در برش
  • در دژ بکندند ايرانيان
    بغارت ببستند يکسر ميان
  • زراسپ سرافراز با ريونيز
    نهادند در پهلوي شاه نيز
  • برادر سرافراز جنگي فرود
    کجا هم چنو در زمانه نبود
  • ترا جايگه نيست در شارستان
    بزيبد ترا بند و بيمارستان
  • نبايد که آن افسر شهريار
    بترکان رسد در صف کارزار
  • چو تيري يکي در کمان راندي
    بپيرامنش کس کجا ماندي
  • در بار دادن بريشان ببست
    روانش بمرگ برادر بخست
  • تهمتن بيامد بنزديک شاه
    ببوسيد خاک از در پيشگاه
  • اگر جنگ فرمان دهد شهريار
    همه سرفشانيم در کارزار
  • تو گفتي يکي باره آهنست
    وگر کوه البرز در جوشنست
  • همه نامداران پرخاشجوي
    يکايک بدو در نهادند روي
  • شما يک بيک تيغها برکشيد
    سپرهاي چيني بسر در کشيد
  • خروشي براورد آنگه بزار
    فراوان بباريد خون در کنار
  • هلا تيغ و گوپالها برکشيد
    سپرهاي چيني بسر در کشيد
  • در کاخ گودرز کشوادگان
    تهي شد ز گردان و آزادگان
  • اگر مستمندند گر شادمان
    شدم در گمان از بد بدگمان