167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان پروين اعتصامي

  • رازهاي زمانه را ميگفت
    در و ديوار گر زباني داشت
  • بزرگان نلغزند در هيچ راه
    کاز آغاز تدبير پايان کنند
  • در تنگناي پست تن مسکين
    جان بلند خويش نفرسايد
  • پهلوان اما بکنج خانه ايم
    آتش اما در دل خاکستريم
  • گرگ را نشناختستيم از شبان
    در چراگاهي که عمري ميچريم
  • معماري عقل چون نپذرفتي
    در ملک تو جهل کرد معماري
  • سوداگر در شاهوارستي
    خر مهره چرا کني خريداري
  • آيد گه در گذشتنت ناچار
    خود بگذري، آنچه هست بگذاري
  • روز بر مسند پاکيزه انصافي
    شام در خلوت آلوده ديواني
  • سبکدانه در مزرع خود بيفشان
    گر اين برزگر ميکند سرگراني
  • مرا در دامها بسيار بستند
    ز بالم کودکان پرها شکستند
  • در فکرت توشي و تواني
    افتاد بسي و جست بسيار
  • شد چهره زندگي دگرگون
    در ديدن نماند تاب ديدن
  • در پهلوي آن فتاده بنشست
    آلوده بخون مرغ دامان
  • چون صبح دميد، مرغکي خرد
    افتاد ز آشيانه در جر
  • مرا با روشنائي نيست کاري
    که ماندم در سياهي روزگاري
  • جاي تو شبانگه و سحرگاه
    در دامن من تهيست بسيار
  • بنواخت تو را بمهرباني
    بنشاند تو را دمي در آغوش
  • ميگويمت اين سخن نهاني
    در خانه ما ز آفت موش
  • آن پنجه تيز در شب تار
    کردست گهي شکار ماهي
  • گشته است بحيله اي گرفتار
    در چنگ تو مرغ صبحگاهي
  • در ديگ طمع، سرت دگر بار
    آلود بروغن و سياهي
  • خفتند نژند روزکي چند
    در دامن گربه هاي ديگر
  • تا کي حرکات کودکانه
    در باغ و چمن چميدن آموز
  • روزي بپريد سوي گلشن
    در فکرت قوت زندگاني