167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • برداشت زخاک عالمي را
    در خاک نهاد روزگارش
  • متعجب بمانده بر گردون
    در کمال علو تو عيوق
  • آنکه در حفظ خدمت ميمونش
    با حصول درج خلاص درک
  • سخن چند معجزست مرا
    در سخنهاش سخت لايق حال
  • گويم آن در خزانهاي ازل
    بود موزون طويلهاي لال
  • اي ترا آفتاب حاجب بار
    حشمتت را ستارگان در خيل
  • بوده در وقت فطرت عالم
    گوهرت را وجود جمله طفيل
  • دوش در خواب ديو شهوت را
    زيور دختري گسستستم
  • در آينه چون نگاه کردم
    يک موي سفيد خود بديدم
  • زانديشه ضعف و وهم پيري
    در آينه نيز ننگريدم
  • نرسد گرد سر فراز همي
    خواجه در خدمت تو دستارم
  • در فراق رخ چو خورشيدت
    روشنايي نمي دهد روزم
  • از سخنهاي عذب شکر طعم
    در دهان زمانه نوش منم
  • در زواياي رسته معني
    مفلس کيميا فروش منم
  • نفس تو تازيان و در منزل
    تازه گلهاي ارجعي رويان
  • عرش رخ در جنابت آورده
    قدس الله روحه گويان
  • اي بر در بامداد پندار
    فارغ چو همه خران نشسته
  • نامت به ميان مردمان در
    چون آتشي از چنار جسته
  • با شومي جهل هرکه در ساخت
    فالش نکند فلک خجسته
  • وي به الماس خاطر وقاد
    در اسرار اختران سفته
  • در خاک نهاده آب و آتش
    پيش سخط تو بارنامه
  • در جنب کفت سياه کامه است
    حاشا فلک کبود جامه
  • در آتش صبر چند باشم
    ساکن چو سمندر و نعامه
  • در خانه نشسته بود داعي
    مخمور ز باده شبانه
  • در کنج خزيده چون کشيشي
    آتشکده کرده تاب خانه