167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • آنکه گردون در انتظام امور
    تا که شاگرد اوست استادست
  • طلبم چون نکرد آن تعجيل
    که در اخلاق آدمي زادست
  • گفت جو، گفتمش ندارم، گفت
    در کديه خداي بگشادست
  • که مرا پاي در رکاب سفر
    دست بوسيدن تو آوردست
  • به خدايي که در پرستش خويش
    آسمان را رکوع فرمودست
  • در مزان هرکه بيندش گويد
    نامي از نامهاي دشمن تست
  • در زنگوله نشيد داني
    گفتم چه دهند از اين فسوست
  • در پرده راست راه دانم
    وانگاه به خانه عروست
  • ديده ديده ذکاء تو است
    هرچه در خاطر بدانديشست
  • صحنش حرمي که در حريمش
    از سايه و آفتاب امانست
  • راز دل زهره و عطارد
    در زخمه مطربش نهانست
  • خورشيد مروق ار نديدي
    در ساغر ساقيانش آنست
  • که مرا در فراق خدمت تو
    زندگاني و مرگ يکسانست
  • مي کشم در فراق سختيها
    هجر ياران به گفتن آسانست
  • خوشدلي در جهان طمع کردن
    هم ز سوداي طبع انسانست
  • زين گونه بضاعت مودت
    در حمل کدام کاروانست
  • رخساره کاه رنگم از اشک
    در هجر تو راه کهکشانست
  • و اجرام نحوس را به يکبار
    در طالع عافيت قرانست
  • تا از در مجلست که خاکش
    همتاي بهشت جاودانست
  • مدار جنبش قدرش وراي خورشيدست
    در سراي کمالش فراز کيوانست
  • صاحبا ماجراي دشمن تو
    که کسش در جهان ندارد دوست
  • نشوي سرور اندرين گيتي
    گرچه در هر فنيت چالاکيست
  • آخر افسوستان نيايد از آنک
    ملک در دست مشتي افسوسيست
  • سابعا اين فريد عارض لنگ
    از در صدهزار طرطوسيست
  • همه از روزگار معکوسست
    هرچه در کار ملک معکوسيست