167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • آسمان را زبان کلک تو داد
    در مقادير کارها تلقين
  • نيست در سکنه زمانه کسي
    کاضطراب مرا دهد تسکين
  • آسمان چشم حوادث برکند
    گر کند در سايه چترت نگاه
  • از سياست آسمان بندد تتق
    گرچه در انديشه سازي بارگاه
  • گر وجود تو نبودي در حساب
    آفرينش نامدي الا تباه
  • بوي اخلاقت بروم ار بگذرد
    در حجاب جاودان ماند گناه
  • زين سپس در حمايت جاهت
    طاعت کهربا ندارد کاه
  • شب ادبار حاسدت را نيست
    در ازل هيچ بامداد پگاه
  • زين سپس در حمايت عدلت
    طاعت کهربا ندارد کاه
  • در نفسهاي دشمنت تضمين
    هر زمان صدهزار وا اسفاه
  • از افق برکشيد شير علم
    در جهان اوفتاد شور سپاه
  • آنکه در زير سايه عدلش
    طاعت کهربا ندارد کاه
  • وانکه در جنب سايه قدرش
    خواجه اختران نجويد جاه
  • قدرتت گشته در ازاء قدر
    حمله شير و حيله روباه
  • عاجزم در ثناي تو عاجز
    آه اگر همچنين بمانم آه
  • اسرار فلک مشرف وقوفت
    تا شام ابد در قلم گرفته
  • انصاف تو در ماجراي شيران
    آهو بچگان را حکم گرفته
  • در لوح زبان جاي خاک پايت
    اندازه واو قسم گرفته
  • در سلک سماطين روز بارت
    کيوان سر صف خدم گرفته
  • در حلقه خنياگران بزمت
    خاتون فلک زير و بم گرفته
  • در هواي اصابت رايش
    آفتاب سپهر ذره نماي
  • در کميت سياست کينش
    پشه اي ز انتقام پيل رباي
  • تا ز گردش فلک نياسايد
    در نعيم جهان همي آساي
  • اسباب بقات ساخته گردون
    در جمله نه صنعتي نه اسبابي
  • فتح رابا سپيد مهره رزم
    بوده در موکب تو دمسازي