167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

جام جم اوحدي مراغي

  • خانه را غارتي در اندازند
    به شبي جمله را بپردازند
  • در سؤالش کشند و درماند
    چون سخن را جواب نتواند
  • آتش خشم بر فروزانند
    در شب اولش بسوزانند
  • پشت بر خاکدان فاني کن
    روي در عالم معاني کن
  • شر شيطان هميشه در کارست
    دفع او بي رفيق دشوارست
  • عقباتي درشت در راهند
    که ز آفاتشان کم آگاهند
  • بوده در حکم مرشدي ز نخست
    برده فرمان اوستادي چست
  • در ولايت به مسند شاهي
    بر نشسته ز روي آگاهي
  • در دل ما جزين اماني نيست
    زانکه ايمان مايماني نيست
  • در طريقت چهار يار اينست
    چاره کار مرد کار اينست
  • در بر وي حواس بر بسته
    به نظرهاي خاص پيوسته
  • از زبان در دلت گشايد راه
    معجز لا اله الاالله
  • مرشدي را ملامتي افتاد
    در مريدان قيامتي افتاد
  • آنکه اندر جهان ندارد گنج
    چون توان آگنيدنش در کنج؟
  • اين چهارند در طريق کمال
    حالت فقر و حيلت ابدال
  • خوبرويان چو رخ همي پوشند
    عاشقان در طلب همي کوشند
  • قلعه را در مساز بي بارو
    احتما بايد، آنگهي دارو
  • چون نهادي کلاه خرسندي
    بر در بندگي کمر بندي
  • آنکه عون خداي رايت اوست
    علم شاه در حمايت اوست
  • گفت بگذار، گردمي بايد
    در غم عشق مردمي بايد
  • متوکل سبب يکي بيند
    متفرق در آن شکي بيند
  • هر کرا آشناي خود سازد
    به بلاي خودش در اندازد
  • باغباني، تو مزد خود بستان
    سعي کن در عمارت بستان
  • هر کرا در فراق فرزندي
    اندرين خانه سوخت يک چندي
  • حبذا! مفلسان آواره
    جامه و جان پاره در پاره