167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان امير خسرو

  • دلم افتاد در چوگان زلفش
    به بازي گوي ديوانه مسازش
  • وقت چمن و شکفته باغي
    بي زحمت خارخار در پيش
  • هست بازار تو در دلها گرم
    حسن چندانکه تواني بفروش
  • در مي انداز ناتواني را
    با فراق هزار مرده خويش
  • آتش لاله برفروخت ز باد
    دامن کوه در گرفت اينک
  • اگر گويد، برنجد از طفيلي
    سري در خدمت چوگان فرستم
  • هنوزم مهرت اندر سينه باشد
    اگر در خاک ريزد استخوانم »
  • من کشته روي يار خويشم
    در مانده روزگار خويشم
  • در زيستنم نماند اميد
    ور ماند ترا حيات خواهم
  • توبه ديرينه را مي بشکنم
    ساقيا، در ده شراب روشنم
  • کورم، از گرد مگر در ديده
    خاک درگاه خداوند کشم!
  • در دل خويشتن خيال لبت
    نمکي بر کباب مي بينم
  • در شب وصل ماندنم بيمار
    روز هجران شمردم و رفتم
  • در نشان ستارگان سپهر
    همه شب تا به روز بيدارم
  • در فاقه بود فروغ تقوي
    پيرايه گر چراغ شب دان
  • در ميکده غمت سفالي
    نرخ همه معرفت فروشان
  • يک خرقه رخت درست نگذاشت
    در صومعه کبود پوشان
  • در کاوش کنه خوبي تو
    کند است خيال تيزهوشان
  • افگند تنم چو موي باريک
    در زير گليم سوکواران
  • سر مست رود چو در گلستان
    پامال کند جمال بستان
  • فرياد ز بلبلان برآمد
    مخرام به ناز در گلستان
  • تنگ بر بستن کميت فتنه را
    در شکارستان عشق انگيختن
  • خرد در صدر ديوانخانه عشق
    همي گردد دل بيکار گونه
  • بر خاک در تو من مقيم
    مانند سگ حرم نشسته
  • مانند تو دلبري به خوبي
    در ملکت حسن کم نشسته