167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان امير خسرو

  • گر در دل تان غمي نگنجد
    بر سينه خسروش گماريد
  • سروي که به قامت تو ماند
    در قامت اعتدال باشد
  • هرگز نکنم خيال خوابي
    تا در سرم آن خيال باشد
  • بر روي زمين نظير رويت
    در آينه هم خيال باشد
  • در عهد تو، وانگهي صبوري
    اي دوست، کرا مجال باشد
  • وانگاه حريف ساده و مست
    در دست من اوفتاده بايد
  • تا چند در انتظار داريش
    مي آريي زود يا برآيد؟
  • ترسم که در انتظار رويش
    رويم به نماز خفتن آيد
  • در گريه شوق، آستينم
    از خون جگر طراز دارد
  • آتش به چنان دلي در افگن
    کاندر غم دوستان نسوزد
  • بيداد غم، ار دلم بگويد
    در ماتم من فلک بمويد
  • در هواي مجلس جمشيد عهد
    غلغل اندر طارم اعلا زدند
  • باد نوروزش همايون، کاين ندا
    قدسيان در عالم بالا زدند
  • عالمي در غم لبش بودند
    هيچکس طعم آن شکر نچشيد
  • پارسايي که چون جوانانست
    در نمازش کجا قرار بود؟
  • غنچه در نوبت جواني تو
    سر نبيند، اگر کله بنهد
  • آرزويم کنار او چه شود؟
    کارزو در کنار مي نايد
  • در سماعي که عشقبازان را
    بزم پر آه آتشين باشد
  • نشود صبر، ناله خسرو
    کاروان در جرس نمي بيند
  • ابر از رشک در دندانت
    گوهر خويش را پريشان کرد
  • اگر در وفاهاي وعده بخيلي
    جوانمردي عشق چندين نشايد
  • زلفش بگرفت و کرد در هم
    فرياد هزار باد شبگير
  • در بارگه وصال خويشم
    از لطف نمي دهي دمي بار
  • رخسار تو در جهان فروزي
    ماننده آفتاب مشهور
  • آشکارا سينه ام بشکافتي
    همچنان در سينه پنهاني هنوز