167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جاويد نامه اقبال لاهوري

  • رفت در جانم صداي برتري
    مست بودم از نواي برتري
  • از فساد او فساد آسيا
    در گشاد او گشاد آسيا
  • از ملوکيت جهان تو خراب
    تيره شب در آستين آفتاب
  • غرق در نور شفق گون ديدمش
    سرخ مانند طبرخون ديدمش
  • ارمغان حجاز اقبال لاهوري

  • بخود پيچندگان در دل اسيرند
    همه دردند و درمان ناپذيرند
  • نگاهي داشتم بر جوهر دل
    تپيدم آرميدم در بر دل
  • پريدم در فضاي دلپذيرش
    پرم تر گشت از ابر مطيرش
  • تو سلطان حجازي من فقيرم
    ولي در کشور معني اميرم
  • هنوزم در کماني ميتوان راند
    ز کيش ملتي افتاده تيرم
  • پرد در وسعت گردون يگانه
    نگاه او به شاخ آشيانه
  • جهانگيري بخاک ما سرشتند
    امامت در جبين ما نوشتند
  • در افتد با ملوکيت کليمي
    فقيري بي کلاهي بي گليمي
  • جلال کبريائي در قيامش
    جمال بندگي اندر سجودش
  • مجموعه اشعار اقبال لاهوري

  • دمي در خويشتن خلوت گزيدم
    جهاني لا زوالي آفريدم
  • نصيب ذره کن آن اضطرابي
    که تابد در حريم آفتابي
  • فر بازان نيست در پروازشان
    از تذروان پست تر پروازشان
  • بنده ي حق وارث پيغمبران
    او نگنجد در جهان ديگران
  • در حضور آن مسلمان کريم
    هديه آوردم ز قرآن عظيم
  • در فضاي مرقد او سوختم
    تا متاع ناله ئي اندوختم
  • اين مسلمان از پرستاران کيست؟
    در گريبانش يکي هنگامه نيست
  • لاله ها در خلوت کهسارها
    نارها يخ بسته اندر نارها
  • آشکارا ديدنش اسراي ماست
    در ضميرش مسجد اقصاي ماست
  • تا ز کراري نصيبي داشتند
    در جهان، ديگر علم افراشتند
  • کوهسار از ضربت او ريزريز
    در گريبانش هزاران رستخيز
  • در مقام لا نياسايد حيات
    سوي الا مي خرامد کائنات