167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عرفي شيرازي

  • دلم را غوطه ده در چشمه نور
    تجلي کن که موسي هست در طور
  • گه از دورش در اندازد بگرداب
    گه از موجش در افشاند زپاياب
  • سمند معنيت در زير زين باد
    دو عالم گوهرت در آستين باد
  • بيا دلق وداع انداز در دوش
    بکش قبر نظامي را در آغوش
  • عروسي در عروسي در درو دشت
    صبا مشاطگي ميکرد و ميگشت
  • نسيم باغ گفتي در دماغش
    مقيمم تا برم در صحن باغش
  • بناگه فيلسوفي نامه در دست
    ز طراران شاه از در درون جست
  • به پيوندي که با جان در ميانست
    بسوگندي که با دل در زبانست
  • جمله در کشتي نوح اند حريفان در خواب
    ورنه هرگز نه نشانيد قضا طوفان را
  • ترک دين در ره معشون گناه است ولي
    نه گناه است که در نامه توانند نوشت
  • اين ناله که در جگر شکستيم
    سيخيست که در کباب بشکست
  • يکيست نقد حکيمان و حسن نادانان
    هر آنچه در کتب حکمت است در مثل است
  • بيا که در چمن انتظار آب نماند
    جمال شاهد اميد در نقاب نماند
  • کدام مسئله شرع در ميان افکند
    که عقل معرفت آموز در جواب نماند
  • درين ماتم سرا با مصلحت داني مصاحب شو
    که در بازارها ميخندد و در خانه ميگريد
  • هرگاه که انديشه عنان در کف من داشت
    کارم همه در کاسه صاحب نظري بود
  • آن جرعه که در دشکوه دارد
    در ساغر من زلال باشد
  • کسي به بندگي آرد که در شمائل طاعت
    در بهشت نه بندد بروي خويش نپوشد
  • هجوم عاشقان در کوي او افزود و خوشحالم
    کزين پس در هلاک دوستان بيباک خواهد شد
  • چنان حسن قبولي در ملامت نيست عرفي را
    که هر ساعت در آغوش آورد بيداد گردونش
  • ميل آندارم که باز از باده شوق صنم
    در حرم بيهوش آيم در کنشت آيم بهوش
  • در محبت زندگي را با شهادت جنگ نيست
    ديده بايد که بيند خون من در گردنش
  • در عجز لذتيست تو در کار خويش باش
    ما تشنه شهادت و زنهار دوستيم
  • سراسر کامم و در چشمه لذت فرو رفتم
    سراپا ريشم و در پنبه الماس آغشتم
  • دل در شکن طره دلبند شکستيم
    صد نيش بلا در دل خرسند شکستيم