167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عرفي شيرازي

  • چه گرميست که در سر شراب مي سوزد
    چه آتشست که در ديده آب ميسوزد
  • بکيش اهل وفا مدعا نميگنجد
    اميد در دل و در سرهوا نميگنجد
  • فغان که تنگدلي در ديار ماعامست
    بغايتي که اثر در دعا نميگنجد
  • آن فتنه که در خون کشد آشوب قيامت
    در سلسله زلف پريشان تو يابند
  • دلم در عالمي باز خم زهر آلود ميگردد
    که از ديوار و در آوازه بهبود ميگردد
  • چون شهسوار خويش را در خانه کس بنگرم
    کز رشک ميميرم اگر در خانه زين ميرود
  • کافر ترست زاهد از برهمن وليکن
    او را بت است در سر در آستين ندارد
  • ساغر آلودگان غلطد چو مستان در شراب
    ميکشان عشق را پيمانه در خون ميرود
  • بسکه خون آلود خيزد دود از شمع دلم
    در هواي محفلم پروانه در خون ميرود
  • شهادتش چو مراد دو کون در قدمست
    کسي که پاي طلب در ره تو پيش نهاد
  • در دست ريا باده کشان تا در کعبه
    نابسته مياني که بزنار نگنجد
  • آفتاب مستيم عرفي بزردي روي کرد
    در شب يلداي غم در اول شامم هنوز
  • هر قدم صد کاروان مشک در دنباله ماند
    من ببوي نافه در دنبال آهويم هنوز
  • در مزرع جهان مفشان دانه اميد
    زين دشت در گذر که زمينيست دانه سوز
  • مگو کز سلطنت پرويز شهرت يافت در عالم
    که دارد در جهان مشهور همچشمي فرهادش
  • لاف مردي ميزني در انجمن با دوست باش
    خويشتن را چون زنان در گوشه خلوت مکش
  • فصل گلست وشکر نسيم بهار فرض
    مي در پياله واجب وگل در کنار فرض
  • کمال حسن وجمال نشاط در جلوه ست
    هزار سال نهفتنش در نقاب چه حظ
  • باز اين منم بصد دل خشنود در سماع
    ديوانه وش ز نغمه داود در سماع
  • رويم بروي دلبر وقوال در سرود
    دستم بدست شاهد ومقصود در سماع
  • در عشق روستائي و در عقل شهريم
    ناموس را بجهل خريدار نيستم
  • بس در گشوده ايم چه دشمن چه دوست را
    ما قفل بيگشاد در خانه خوديم
  • چولاله گون شوي از باده در چمن مستم
    چو مشک بيز کني طره در ختن مستم
  • مژده باد اي زايران بت که عشق آباد کرد
    سومناتي در دل و خمخانه در مشربم
  • در نعمت او فتاده و شکري نميکنيم
    بس نا شکفته در گل و گلشن فتاده ام