نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان عرفي شيرازي
هرچند رسد آيت يأس از
در
و ديوار
بربام و
در
دوست پريشان نظري هست
بيافت عشق
در
شبچراغ
در
ظلمات
اگر چه عقل بدنبال روشنايي رفت
اين ناله که
در
جگر شکستم
سيخيست که
در
کباب بشکست
فروغ حسن که
در
گلشن بهشت افتاد
که برگ لاله وگل
در
ميان شبنم سوخت
ناله
در
سينه من يکنفس آرامش نيست
در
دل خويش اثر کرده چه کامل اثر است
در
محبت درد اگر بيحد ، دوا بسيار هست
زخم اگر ناسورشد الماس
در
بازار هست
نيست غم گرياسمين وسنبلم
در
باغ نيست
تا بلذت بشکنم
در
ديده دل خار هست
شب عشاق ز روز دگران
در
پيشست
مرگ اين طايفه بسيار ز جان
در
پيشست
از گل چگونه پاي به انديشه برکشم
کانديشه نيز
در
ره او پاي
در
گلست
سدره
در
آب وگلم پژمرده ميگردد ولي
در
نهادم شعله نشو ونماي طوبيست
همچو لذت
در
شدم
در
ريشه دلهاي ريش
راست گويم چون دل من چاشني داري نبود
در
وجود آزار دل بگزيده ام
در
عدم آرام جان خواهم گزيد
زين دست تهي
در
غلط افتم که مبادا
قفل
در
و خار سر ديوار فروشند
اين رسم قديم است که
در
گلشن مقصود
در
خاک بريزد گل و چيدن نگذارند
در
سينه منست که آغشته
در
الم
آهي که از غم تو بگردون نميرود
مرا چو
در
شب هجر اضطراب بگدازد
قرار
در
دل ودر ديده خواب بگدازد
گر زلف تو
در
صومعه زنار فشاند
آوازه کفر از
در
اسلام بر آيد
کو کوزدن فاخته سرو
در
آغوش
در
جامه معشوق مرا گرم طلب کرد
گداي نور بود آفتاب
در
بزمي
که عشق خون جگر
در
چراغ ميريزد
ديگران
در
انتعاش از نغمه ومن
در
ملال
وه چه ذوقي از نواي ارغنونم داده اند
ره ارباب محبت بفنا نزديکست
سوزني
در
کف و
در
پا دوسه خاري دارند
براي جان
در
دل بست غيرتم گويا
که
در
حريم دل آن دلنواز ميگذرد
گه
در
انديشه خود گاه
در
آئينه ما
ديده بر صورت خود دوخته حيران خودند
دلم
در
دام آن صياد مستغنيست ميترسم
که افتد رخنه
در
دام تا صياد مي آيد
کدام زهر بلا
در
سفال ميريزم
که آب
در
دهن جام جم نميگردد
صفحه قبل
1
...
736
737
738
739
740
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن