167906 مورد در 0.15 ثانیه یافت شد.

شاه و درويش هلالي جغتايي

  • شاه در لاله زار خرم و خوش
    و آن گدا در ميانه آتش
  • چرخ گويي در اضطراب شده
    در زمين رفته است و آب شده
  • گاه در خون تپيد و گه در خاک
    بست خود را چو صيد بر فتراک
  • گاه در تاب بود و گه در تب
    دلش آمد بجان و جان بر لب
  • شحنه چون زلف دلبران در تاب
    فتنه چون بخت عاشقان در خواب
  • از سپاهي در آن خجسته زمان
    در کشاکش نبود غير کمان
  • در چنين موسمي که چله دي
    تيرباران نمود پي در پي
  • يعني او نيز در برابر تست
    در او هم بقدر گوهر تست
  • ديوان عرفي شيرازي

  • ممکن هنرش چيست ز يک در طلبيدن
    عيبش چه بهر در شدن ايثار نعم را
  • گر جوهر اول بحريم تو در آيد
    تن در ندهد قامت تعظيم تو خم را
  • مرحبا اي اوج بخش در حضيض افتادگان
    کز تو در بازوي عصفوراست شهبال عقاب
  • اي حسودان گر عطارد نيستم پس کيستم
    آسمان در زير ران و در بغل دارم کتاب
  • طوطي نطقم چو در مدحت شکرخائي کند
    آب گرم از ذوق گردد در دهان آفتاب
  • دهر سر کش رام شد در زير ران دولتت
    چون سمند آسمان در زير ران آفتاب
  • از رگ و ريشه دلم بکشد
    رعشه در جان غم در اندازد
  • نعره در تازيانه فعل کند
    حمله را باد در سر اندازد
  • روح خصمت که زنده در گور است
    در ته پاي فتنه مدفون باد
  • گوهفته اي از شاهد گل حجله تهي باش
    تا بلبل شيراز در اين باغ در آيد
  • در چاشت که از شبنم گل گرد فشانست
    آن باد که در هند گرآيد جگر آيد
  • چنان عام است بي آبي در اين عهد
    که بهرام آب در پيکان ندارد
  • دلم چو رنگ زليخا شکسته در خلوت
    غمم چو تهمت يوسف دويده در بازار
  • بدان خداي که در شهر بند امکان نيست
    متاع معرفتش نيم ذره در بازار
  • بناز حسن که بندد نقاب در خلوت
    بر از عشق که آيد که برهنه در بازار
  • بگرم چشمي من در نظاره معني
    بشر مگيني من در افاده اشعار
  • در روزگار قهر تو معموره اي که ساخت
    در تحت ظل جغد بنا کرد روزگار