نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
فرهاد و شيرين وحشي بافقي
بگفتا جان
در
اين ره بر سر آيد
بگفتا باله ار جان
در
خور آيد
بلي ز آن مي که
در
کامش فرو ريخت
نميرد، کآب خضرش
در
گلو ريخت
همه
در
فکر خويش و کام خويشند
همه
در
بند ننگ و نام خويشند
ولي
در
دفع تهمت ناشکيب است
که گفت اسلام
در
دنيا غريب است
در
اول نکهت و تابش ببردند
در
آخر ز آتشي آبش ببردند
که آن گوهر که
در
خورد شهان بود
چودل
در
سينه پاکش نهان بود
سر گردن کشان
در
چنبر او
رخ شاهان عالم بر
در
او
يکي را سر نهد
در
دامن دوست
يکي را خون کند
در
گردن دوست
نه از کس آتشم
در
خرمن افتاد
که اين آتش هم از من
در
من افتاد
به گلچينان
در
گلزار بستم
هوس را آرزو
در
دل شکستم
مگر تا زهر
در
کامي نريزي
به عشرت باده
در
جامي نريزي
سگ افکن
در
پي آهو به هر سو
همه
در
پويه چون سگ ديده آهو
ز مژگان رخنه کن
در
خانه دل
ز صورت شعله زن
در
خانه زين
چو شيرين کوهکن را پرده
در
ديد
به شيريني از او
در
پرده پرسيد
چو بحر معني آيد
در
تلاطم
شود اين صورت معني
در
او گم
چو
در
آيينه ات نقش جمالم
در
آمد کش چنان نقش مثالم
زماني
در
شگفت از آن بيان ماند
جوابي بودش اما
در
دهان ماند
همي مي
در
قدح ريزيد تا مست
شود هر کس که
در
اين کوه سر هست
غم ديرين مگو
در
سينه دارم
که
در
ساغر مي ديرينه دارم
که مه را مشتري
در
کار باشد
نه هر انجم که
در
رفتار باشد
هفت اورنگ جامي
چون يکي زان دو لام شد مدغم
در
دگر چون دو گيسوي
در
هم
بود کل جهان
در
او مستور
کرد
در
کل به ذات خويش ظهور
کل
در
او عين اوست او
در
کل
عين کل همچو آب اندر گل
آب
در
گل گل است و گل
در
آب
عين آب اين دقيقه را درياب
اي جهاني به کام از
در
تو
کام خواهم نه دام از
در
تو
صفحه قبل
1
...
716
717
718
719
720
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن