167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

اقبالنامه نظامي

  • در اين آب شوريده خواهم نشست
    که رازي خدا را در اين پرده هست
  • در آن شهر از آن روز رسم اوفتاد
    که در جنبش آيد دهل بامداد
  • بسي گنج در پيش خاقان کشيد
    وز آنجا سپه در بيابان کشيد
  • همه در خرام و خورش ناسپاس
    نه بيني در ايشان کس ايزد شناس
  • ز دزدان نداريم هرگز هراس
    نه در شهر شحنه نه در کوي پاس
  • چو اسکندر آيينه در پيش داشت
    نظر در تنومندي خويش داشت
  • نه در طبع نيرو نه در تن توان
    خميده شده زاد سرو جوان
  • نبردم به سر عمر در غافلي
    مگر در هنرمندي و عاقلي
  • گشادم در هر ستمکاره اي
    ندانم در مرگ را چاره اي
  • کاميد بهي در شهنشه نديد
    در اندازه کار او ره نديد
  • در آن شب بدانگونه بگداخت شاه
    که در بيست و هفتم شب خويش ماه
  • به صبري که در ناشکيبا بود
    به شرمي که در روي زيبا بود
  • چو هنگام رفتن در آيد فراز
    کنم بر فرشته در ديو باز
  • فلاطون چو در رفتن آمد چه گفت؟
    که ما نيز در خاک خواهيم خفت
  • چو آن ياوري نيست در دست و پاي
    که در مهد مينو کنم تکيه جاي
  • مخزن الاسرار نظامي

  • در هوس اين دو سه ويرانه ده
    کار فلک بود گره در گره
  • جام سحر در گل شبرنگ ريخت
    جرعه آن در دهن سنگ ريخت
  • زاتش و آبي که بهم در شکست
    پيه در و گرده ياقوت بست
  • خون جهان در جگر گل گرفت
    نبض خرد در مجس دل گرفت
  • روز شده با قدمش در وداع
    زامدنش آمده شب در سماع
  • يا عليي در صف ميدان فرست
    يا عمري در ره شيطان فرست
  • پاي فرو رفته بدين خاک در
    با فلکم دست به فتراک در
  • تا سخن آوازه دل در نداد
    جان تن آزاده به گل در نداد
  • در تک آنراه دو منزل شدم
    تا به يکي تک به در دل شدم
  • هفت خليفه به يکي خانه در
    هفت حکايت به يک افسانه در