نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
شرف نامه نظامي
گلي بود
در
بوستان ناشکفت
همان نرگسي
در
چمن نيم خفت
در
آن موينه چون نظر کرد شاه
بهار ارم ديد
در
بزمگاه
لب من که ياقوت رخشان
در
اوست
بسي چشمه چون آب حيوان
در
اوست
به بر
در
گرفت آن سمن سينه را
ز
در
مهر برداشت گنجينه را
جوان آن
در
بسته را باز کرد
وزين
در
سخن با وي آغاز کرد
چهل روز
در
جستن چشمه راند
بر او سايه نفکند و
در
سايه ماند
در
اين بوم شهريست آباد و بس
که هرگز نميرد
در
او هيچکس
شکستند قفل
در
گنج را
جهان قفل بر زد
در
رنج را
گر آن
در
که يک يک
در
او بسته ام
بهر مطلعي باز پيوسته ام
به يک جاي
در
رشته آرند باز
پر از
در
شود رشته عقد ساز
اقبالنامه نظامي
طلبکار تو هر کسي بر اميد
يکي
در
سياه و يکي
در
سپيد
چو شاه ارسلان رفت و
در
خاک خفت
سخن چون توان
در
چنين حال گفت
نيامد کسي زان
در
اينجا فراز
کزين
در
برونش نکردند باز
نبيني که
در
بزم چون نوبهار
درم ريزد و
در
نمايد نثار
دو وارث شمار از دوکان کهن
تو را
در
سخا و مرا
در
سخن
ز گريه بپيچيد و
در
گريه گفت
که پوشيده به راز ما
در
نهفت
نگفت اين سخت با کسي
در
جهان
چو کفرش همي داشت
در
دل نهان
کساني که
در
پرده محرم شدند
در
آن داوريگه فراهم شدند
در
آن پستي از بام قصر بلند
شبان ديد و
در
پيش او گوسفند
بسي وادي و غار ويران
در
او
کنام پلنگان و شيران
در
او
نهانخانه اي داشت
در
زير خاک
نشاندش
در
آن خانه اندوهناک
در
اين داوري هيچکس دم نزد
که
در
بازي کيميا کم نزد
که آمد تهي دستي از راه دور
نه
در
کيسه رونق نه
در
کاسه نور
ز جا جستم و
در
خزيدم به کنج
گهي خار
در
خاطرم گه ترنج
بياني چنان روشن و دلپذير
که
در
دل نه
در
سنگ شد جايگير
صفحه قبل
1
...
704
705
706
707
708
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن