نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
اين
در
خور عذر و خواندن حمد
وان از
در
غدر و راندن ذم
چونکه
در
اين چاه چو نادان به باد
داده تبر
در
طلب سوزنم
در
طلب دانش و دين چند گاه
دامن مردان به کمر
در
زنم
در
غريبي نان دستاسين و دوغ
به چو
در
دوزخ ز قوم و خون و ريم
در
مقام بي بقا ماندن مجوي
تا نماني
در
عذاب ايدون مقيم
اين تن صدف است و من بدو
در
ماننده
در
شاهوارم
در
کوه بود قرار گوهر
زين است به کوه
در
قرارم
نه اي آگه اي مانده
در
چاه تاري
که بر آسمان است
در
دين مسيرم؟
شب هزاران
در
در
گيسو کشيد
سرخ و زرد و بي نظام و با نظام
در
در
خاص آي به دين و مرو
از پس دنيا چو خسان و لئام
طبع تو اي حجت خراسان
در
زهد
در
همي درکشد به رشته هميدون
گر او از
در
و مرجان گنج دارد
مرا
در
جان سخن درست و مرجان
از بهر چه کرد آنکه کرد پنهان
در
خاک سيه زر و، سيم
در
کان؟
بنگر که بدين بند بسته
در
، چيست
در
بند چرا بسته گشت پنهان؟
در
من نگر که منت بسم روشن آينه
يکسر نگار خويش ببين و
در
نگار من
گر
در
دانش به تو بربسته گشت
من بگشايم ز
در
آن زوپرين
اي ره گذري مرد، گرت رغبت باشد
در
نعمت و
در
ميوه اين نادره بستان
در
به نبات اندرون فريشتگانند
هريک
در
بيخ و دانه اي شده مفتون
به خانه
در
زنور قرص خورشيد
همان بيني که
در
تابد ز روزن
چنان باشد سخن
در
مغز جاهل
چو
در
ريزي به خم گوز ارزن
آن سيم مي نمايد وا رزيز
در
ترازو
وين زهد مي فروشد
در
آستينش تنين
ور به
در
ترک شوي زان سپس
بر
در
او قار چو گلنار کن
کيستي، بنگر کز بهر تو مي رويد
در
صدف مرجان،
در
خاک کهن ريحان؟
نگه کن تا کجا بودي واينجا
که آوردت
در
اين بي
در
مدينه
نيک نگه کن که
در
حصار جوانيت
گرگ درنده است
در
گلوت و مثانه
صفحه قبل
1
...
684
685
686
687
688
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن