167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... بدانيد که سخن ما را در هر وقت جمالي بود، اکنون اين وام حجاب آمد ...
  • ... داشت، مسمي گشت (و در سينه نشست). و چهل روز از خانه بيرون نيامد ...
  • ... که بيست سال مرا در خانه داشت وگفت: تو را به پرهيزگاري خواهم داد ...
  • ... مجلس حاضر شد و در گوشه يي بنشست، چنان که يحيي ندانست. سخن بر ...
  • ... ». يوسف يک سال در گوشه مسجد بنشست که زهره نداشت که از ذوالنون ...
  • ... ام که اسم اعظم در من آموزي ». يک سال ديگر هيچ نگفت. بعد از آن ...
  • ... بسيار کرد و گفت: «در حرم خود او را راه ده که. هرچه زودتر بازآيم ...
  • نقل است که در چشم يوسف بن الحسين سرخيي بود ظاهر، و فتوري از غايت ...
  • ... که بنده او باشي در همه چيز». و گفت: «هرکه بشناخت او را به فکر، ...
  • ... چيزي نکردم. الا در راه که مي آمدم سنگي به پاي از راه با کناره ...
  • ... است که بر خود. و در صدقه دادن سبقت کردي تا فضل سابقان تو را ...
  • ... خسته شود آنجا به در خانه يي که برسد، آواز دهد، و به هر که بيرون ...
  • ... خداي - تعالي - در خواهد تا دو چند(ان) عمر نوح دهدش، تا سخن ...
  • ... خلاف دعوي وي بود در تجريد - ...
  • ... است نه کسي است و در او هيچ خير نيست ». ...
  • ... حرمت ياد کردي و در آن حال متغير شدي. چنان که حاضران دريافتندي » ...
  • ... «نشايد هيچ کس را که در علم سخن گويد، چون همان سخن کسي ديگر مي ...
  • و گفت: «در هر که خصلتي بيني از خير، از او جدايي مجوي، که زود بود ...
  • ... دارد و تقصير من در عمل تو را زيان ندارد». ...
  • ... چگونه عقوبت روي در وي نهاد؟». ...
  • ... تو کبر، و خشم را در تو بميراند». و گفت: «زيان کارترين معاصي آن ...
  • ... «هر که خواهد که در زندگاني خويش زنده باشد، گو: دل را بسته طمع ...
  • ... گريم که عمر خود در اين پنج درم صرف کردم و هيچ دوستي از دوستان ...
  • بستد و روانه شد و در خانه خال بزد. گفت: «کي است؟». گفت: «منم ...
  • ... ». آه کرد و سر در کشيد. و گفت: «من لم يکن للوصال اهلا، فکل ...