167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... بامداد بگزارد، و در ايشان نگريست و گفت: «اني انا الله، لا اله ...
  • ... ديدم. چهار تکبيري در کار ايشان کردم و از جنازه همه بازگشتم و بي ...
  • ... افتاد؟». گفت: «در راه زنگيي را ديدم تيغي کشيده، مرا گفت: «اگر ...
  • ... هفت بار گرد من در بگرد، که حج تو اين است. چنان کردم و بازگشتم » ...
  • ... بلند شد و سخن او در حوصله اهل ظاهر نمي گنجيد، هفت بارش از بسطام ...
  • ... آمد چون صعوه يي در محراب. اصحاب آن حالت با شيخ بگفتند. ...
  • ... است که چهل سال در مسجدي مجاور بود و جامه مسجد جدا داشتي و جامه ...
  • ... قدر بايزيد بيني. در ديده تفاوت است. نه صديق را - رضي الله عنه - ...
  • ... معرفت او بود، من در ميان چه کاره ام؟ خود خواست او آن است اي ...
  • ... فرستاد - که شيخ در آن وقت گداخته بود و پوستي و استخواني مانده ...
  • ... که باران آمد». در حال باريدن گرفت، چنان که يک شبانروز مي باريد. ...
  • بعد از آن در آن پاي خوره افتاد و چنين گويند که: به چندين فرزندان ...
  • ... قرا سه روز از دست در افتاد و خود را نجس کرد. چون باز آمد، غسلي ...
  • در حال انگور آورد، طرف راعي سپيد و طرف او سياه. گفت: «چرا طرف تو ...
  • ... شيخ گفت: «سي سال در راه صدق قدم بايد زد و خاک مزابل به محاسن ...
  • ... وگفت: «هر مريد که در ارادت آمد، مرا فروتر بايست آمد و به قدر ...
  • ... : «به همه دستها در حق بکوفتم، آخر، تا با دست بلا نکوفتم، نگشادند ...
  • ... يعني عنايت حق، در حق خلق بيش از عنايت خود ديدم. آنچه مي خواستم، ...
  • ... خلايق به جملگي در ميان دو انگشت خود بديدم ». ...
  • ... شهوات و تمناي او در محبت حق ناچيز، شود. آن دوست دارد که حق ...
  • ... باشد و خاموش گشتن در معرفت او». و گفت: «هر که به حق مبتلا گشت، ...
  • ... دم بدست آوري که در زمين و آسمان جز حق را نبيني » - يعني تا بدآن ...
  • وگفت: «هر چه هست، در دو قدم حاصل آيد که يک قدم بر نصيبهاي خود ...
  • ... او بدآن بود که در سبقت رفته است و هر که را حظ او از اين نامها ...
  • ... داري، خوي بد او را در خوي نيک خودآر، تا عيشت مهيا و مهنا بود. و ...