167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... گفت: «اي استا! در بازار دنيا آخرتيان را عرضه دهي؟ چنان بايد که ...
  • پس رابعه سجاده در هوا انداخت و گفت: «اي حسن اينجا آي، تا از چشم ...
  • ... هرچه بيرون است در اندرون نگذارم. اگر کسي درآيد و برود، با من ...
  • ... به ابد گذر کرد و در هژده هزار عالم کسي را نيافت که يک شربت از ...
  • ... کنم تا بود فردا در عقبي به مقصود رسم. اگرچه دردزده نيم،- اما ...
  • ... - و تو داني که در بصره خرما را مقداري نبود- هنوز نخورده ام. که ...
  • ... حق - تعالي - پس در کاسه کرد (و بياورد) و ما از آن گوشت بخورديم. ...
  • ... دنيا ياد توست، و در آخرت از لقاء تو. آن من اين است. تو هر چه ...
  • ... «چون آن جوانمردان در آمدند، گفتند: من ربک؟، گفتم: «باز گرديد و ...
  • ... رحمهما الله - که در باديه سي هزار مردم را آب دادند - هر دو بر ...
  • ... کارواني مي گذشت در ميان کاروان يکي اين آيت مي خواند: الم يأن ...
  • ... کناد». همه از پاي در افتادند (و گريان شدند) و عاقبت روي به ...
  • ... : «من مبتلا شدم در اين کار. تدبير من چيست؟». يکي گفت: «اگر خواهي ...
  • ... فرزند خرد خود را در کنار گرفت. و مي نواخت چنان که عادت پدران ...
  • ... خوردن ». گفت: «در شما دو خصلت است که هر دو از جهل است: يکي آن ...
  • و در مناجات گفتي: «خداوندا! بر من رحمتي کن، که تو بر من عالمي. و ...
  • ... صديق روزگار، و در انواع معاملات و اصناف حقايق، حظي تمام داشت، و ...
  • ... سرنهاده، گوسپندان در پيش کرده. ...
  • ... روزي چند به صدق در اينجا بوده است که همه روح و راحت گشته است ». ...
  • ... ، و به توکل قدم در باديه نهاده و عزم کرديم که سخن نگوييم. و به ...
  • ... را بدست آورم و در خدمتش بکوشم. ...
  • ... نگاه مي داشت و در پي او مي آمد تا ببازار درآمد. و او آواز مي ...
  • ابراهيم تيز تيز در وي بنگريست.ياران ديدند. چون آن مشاهده کردند، ...
  • ... هر روز مي آمدي و در روي پدر نگاه مي کردي. ابراهيم بر آن گمان ...
  • ... جان من. دعاي من در حق او اجابت يافت » اگر کسي را از اين حال عجب ...