167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • رفتم ز دست خود من در بيخودي فتادم
    در بيخودي مطلق با خود چه نيک شادم
  • اي خاک در چه فکري خاموشي و مراقب
    گفتا که در درونه باغ و بهار دارم
  • بگذر از اين عناصر ما را خداست ناصر
    در سر خمار دارم در کف عقار دارم
  • در لطف همچو شيرم اندر گلو نگيرم
    تا در غلط نيفتي گر شور چون پنيرم
  • اي لطف بي کناره خوش گير در کنارم
    چون در بر تو ميرم نغز است رستخيزم
  • جبريل پرده دار است مردان درون پرده
    در حلقه شان نگينم در حلقه چون درآيم
  • در عشق جان سپاران مانند ما هزاران
    هستند ليک چون تو در خواب هم نديديم
  • ما طبع عشق داريم پنهان آشکاريم
    در شهر عشق پنهان در کوي عشق فاشيم
  • در خود و در زره چو نهان شد عجوزه اي
    گويد که رستم صف پيکار امجديم
  • اندرفکن ز بانگ و خروش خوشت صدا
    در ما که در وفاي تو چون کوه مرمريم
  • در پي سرناي عشق تيزدم و دلنواز
    کز رگ جان همچو چنگ بهر تو در نالشيم
  • ميان حلقه به ظاهر تو در دوار مني
    ولي چو درنگرم نيک در دوار توام
  • اگر چه در چه پستم نه سربلند توام
    وگر چه اشتر مستم نه در قطار توام
  • غلط مشو چو وحل در رويم ديگربار
    که برقرارم و زين روي پوش در عارم
  • گر خيال تو در فنا يابم
    در زمان سوي مرگ بشتابم
  • در فراق جمال او ما را
    جسم ويران و جان در او چون بوم
  • بس که بسي نکته عيسي جان
    در دل و در گوش خر اسپوختم
  • همچو کلوخي که در آب افکني
    باز شود آب در آن دم ز هم
  • من پنهان در دل و دل هم نهان
    زانک در اين هر دو صدف گوهرم
  • ناله سرناي تو در جان رسيد
    در پي سرناي تو بازآمديم
  • امشب در اين گفتارها رمزي از آن اسرارها
    در پيش بيداران نهد آن دولت بيدار من
  • چون يوسف پيغامبري آيي که خواهم مشتري
    تا آتشي اندرزني در مصر و در بازار من
  • دانه نمود دام تو در نظر شکار دل
    خانه گرفت عشق تو ناگه در جوار جان
  • اي قاعده مستان در همدگر افتادن
    استيزه گري کردن در شور و شر افتادن
  • در شرق خداوندي شمس الحق تبريزي
    آيند و روند اين ها در هر چمن و بستان